. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

توضیح تصویر

رمان روح مردگی (جلد دوم منحوس)

انتشار توسط شیوا
۲۱ تیر ۱۴۰۰

نام رمان : روح مردگی (جلد دوم منحوس)

نویسنده : Minu.M

ژانر : معمایی، ترسناک

سطح رمان : معمولی

ویراستاران : بدون ویراستاری

تعداد صفحات کتاب : 264 پی دی اف

منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود

تعداد دانلود : 63

مطالعه/دانلود کتاب
رمان روح مردگی(جلد دوم منحوس)
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

رمان روح مردگی(جلد دوم منحوس) رمانی معمایی و ترسناک با موضوع ارتباط با موجودات ماورائی است

رمان روح مردگی (جلد دوم منحوس) رمانی معمایی و ترسناک با موضوع ارتباط با موجودات ماورائی است.

رمان روح مردگی(جلد دوم منحوس)

رمان روح مردگی(جلد دوم منحوس)

خلاصه:

او دو سالی است که حافظه‌اش را از دست داده و در اواخر این دو سال، درگیر مسائلی مربوط به موجودات ماوراء می‌شود؛ در تلاطم افکار و ترشحات کمرنگ ذهن سیل زده‌اش،

از طرف خاطرات شخصی مورد آزار قرار می‌گیرد که دو سال قبل در سانحه‌ی تصادف فوت کرده و مُهر مرگی برای پایان، پایین ورق نوزدهم حیاتش خورده. به موجب سختیِ تشخیص تَوهم از واقعیت،

با فردی غریبه و مرموز آشنایی پیدا می‌کند؛ پدر غریبه‌ای که او را بجای یک نفر دیگر کُشته‌ است.

.

قسمتی از متن رمان روح مردگی (جلد دوم منحوس) :

– الان خوبه.
عکس رو تنظیم کرد و پشت هم، چندتایی برداشت. بعد از گرفتن عکس، باید منتظر نقد طرف می‌موندیم، نقد چهره واقعی خودش که به بد عکس گرفتن ما نسبت داده می‌شد. اما این یکی فهمیم‌تر بنظرم اومد، وقتی کنارم ایستاده بود و خم سمت دوربین و خیره به تصویر خودش، بی‌حوصله پرسید:
– صورتم صاف‌تر نمی‌شه؟
لکه‌هاش رو از نظر گذروندم و گفتم:
– تا حدودی… .
بی‌میل خداحافظی کرد و رفت. فری درحالی که با نگاه رفتنش سمت در ته سالن رو دنبال می‌کرد، با صندلی سمتم چرخید و گفت:
– تا می‌تونی بزن از نو بسازش.
چهره‌ی محتوی ابروهای باریک، چشم‌های خیلی درشت قهوه‌ای، بینی سربالای عملی و لب‌های باریک، صورت کشیده و لاغر و چونه چال‌دار اون زن رو کمی نگاه کردم. باخنده گفتم:
– دیگه نمی‌شناسنش این‌طور.
– بذار حالش گرفته شه، بلد نبود سرشو بگیره بالا.
مغنعه‌ی مشکی و آرایش ماسیده روی صورتش، شاید تمام زیبایی چهره‌ش رو نمایان نمی‌کرد، که چندان هم مهم نبود. به نیم رخ فری نگاه کردم و گفتم:
– زیاد حوصله ندارم، باشه واسه فردا.
خیره به دوربین، ابروهاش رو بالا برد و گفت:
– تا فردا عصر باید

.

پرسش و پاسخ، نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین کتابها

  • رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است

  • رمان بچه‌های موسی

    رمان بچه‌های موسی

    رمان بچه‌های موسی رمانی اجتماعی و عاشقانه که زندگی یک خانواده ساده و پر جمعیت را به تصویر می کشد.

  • رمان سرزمین من و نامداران (جلد 2)

    رمان سرزمین من و نامداران(جلد دوم)

    رمان سرزمین من و نامداران(جلد دوم) رمانی تاریخی و ماجراجویانه که در جلد قبلی آن شخصیت ها به زمان گذشته سفر کردند اکنون، ادامه ی ماجرا….

  • رمان سمپاتی

    رمان سمپاتی

    رمان سمپاتی رمانی با ژانر اجتماعی و عاشقانه است که برگرفته از یک داستان واقعی می باشد

  • رمان تاوان

    رمان تاوان

    رمان تاوان داستان کسانی است که به ناحق شکستند. به ناحق خون دل خوردند و سوختند. از درون و بیرون…

  • رمان بازی توپ و گلوله

    رمان بازی توپ و گلوله

    رمان بازی توپ و گلوله یک رمان در ژانر جنایی_مافیایی، جنایی_ پلیسی است و به وقایعی می پردازد که در پی یک بازگشت شکل می گیرد

×

منوی سایت