. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

توضیح تصویر

رمان بچه‌های موسی

انتشار توسط شیوا
۲۲ مهر ۱۴۰۰

نام رمان : بچه‌های موسی

نویسنده : زهرازرجام

ژانر : اجتماعی،عاشقانه

سطح رمان : معمولی

ویراستاران : بدون ویراستاری

تعداد صفحات کتاب : 453 پی دی اف

منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود

تعداد دانلود : 16

مطالعه/دانلود کتاب
رمان بچه‌های موسی
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

رمان بچه‌های موسی رمانی اجتماعی و عاشقانه که زندگی یک خانواده ساده و پر جمعیت را به تصویر می کشد.

رمان بچه‌های موسی رمانی اجتماعی و عاشقانه که زندگی یک خانواده ساده و پر جمعیت را به تصویر می کشد.

رمان بچه‌های موسی

رمان بچه‌های موسی

خلاصه:

اتفاق غیر منتظره‌ای آرامش خانواده پرجمعیت فقیر را برهم می‌زند، موسی پدرِ خانواده قادر به کنترل فرزندان خود نیست. نورا آخرین فرزند موسی که کم شنواست، روایت گر این داستان می‌شود.

.

مقدمه:
من میگم:
تو کوچه و پس کوچه های این شهر
زیر سقف هر خونه ‌‌‌ای
که بی تفاوت ازش عبور می‌کنیم
یه داستانی شنیده نشده‌ای وجود داره
که مثله راز تو قلب آدم‌های اون خونه
تا آخرین نفس باقی می‌مونه
و با رفتن اون آدم‌ها
برای همیشه دفن میشه..
شاید اگه روزی قلمی برای نوشتنش به نگارش دربیاد
فقط خدا می‌دونه اون روز چه اتفاقی می‌افته..

.

قسمتی از متن رمان بچه‌های موسی :

بابا متفکر دستش رو به پشتِ شونش می‌رسونه کتفش رو محکم می‌خارونه، باخستگی خمیازه‌‌ای که می‌کشه دوباره سر روی مُتکای سُرخ مخملیش می‌ذاره‌ و اروم زیر لب میگه:
– بگیر بخواب باباجان دیر وقته، با این نره غول بیابونی دهن به دهن نذار، می‌بینی که آدم نیست‌.
سهراب پوززخندصدادارمی‌زنه، انتهای سیبیلش رو می‌چرخونه:
– زِکی‌‌، اینو باش، این همه از ابرو شرف و ناموس گفتم؛ کَکِش نگزید که هیچ، تازه گرفت خوابید‌‌، آخه که چقدر تو دریا دلی مَرد؟!
حوریه با افتخار سربلند می‌کنه و با کنایه می‌گـه:
– خوردی؟ حالا هستش رو تف کن بیرون؛ بیا بر جلو چشم‌هام این‌جوری نشین. زَهرَم می‌ترکه تب‌خال می‌زنم!
مامان با سینی استیل توی دستش نفس نفس زنان از پله‌ها بالا میاد:
– چه خبرتونه نصفه شبی؟ صداتون کل محل رو برداشته؛ ببینم می‌خوایین مردم رو تماشا بدین‌؟!
سهراب دستش رو دراز می‌کنه و از توی سینی پارچ شربت آب لیمو رو برمی‌داره و یک نفس سر می‌کشه و با کمی تاخیر می‌گـه:
– دست مریزاد حوا خانم با این دختر تربیت کردنت!
مامان عصبی چشم غره‌ای بهش میره:
– فعلا
.

پرسش و پاسخ، نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین کتابها

  • رمان بچه‌های موسی

    رمان بچه‌های موسی

    رمان بچه‌های موسی رمانی اجتماعی و عاشقانه که زندگی یک خانواده ساده و پر جمعیت را به تصویر می کشد.

  • رمان سرزمین من و نامداران (جلد 2)

    رمان سرزمین من و نامداران(جلد دوم)

    رمان سرزمین من و نامداران(جلد دوم) رمانی تاریخی و ماجراجویانه که در جلد قبلی آن شخصیت ها به زمان گذشته سفر کردند اکنون، ادامه ی ماجرا….

  • رمان سمپاتی

    رمان سمپاتی

    رمان سمپاتی رمانی با ژانر اجتماعی و عاشقانه است که برگرفته از یک داستان واقعی می باشد

  • رمان تاوان

    رمان تاوان

    رمان تاوان داستان کسانی است که به ناحق شکستند. به ناحق خون دل خوردند و سوختند. از درون و بیرون…

  • رمان بازی توپ و گلوله

    رمان بازی توپ و گلوله

    رمان بازی توپ و گلوله یک رمان در ژانر جنایی_مافیایی، جنایی_ پلیسی است و به وقایعی می پردازد که در پی یک بازگشت شکل می گیرد

  • دلنوشته بگذار خودم باشم

    دلنوشته بگذار خودم باشم

    دلنوشته بگذار خودم باشم مجموعه ای زیبا در ژانر درام، عاشقانه است

×

منوی سایت