. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

توضیح تصویر

ظلمات دل (جلد اول سری مجموعه‌ی ظلمات)

انتشار توسط شیوا
۲۰ اسفند ۱۳۹۹

نام رمان : ظلمات دل (جلد اول سری مجموعه ی ظلمات)

نویسنده : کارگروهی

ژانر : فانتزی،عاشقانه

سطح رمان : حرفه ای

ویراستاران : فاطمه صفارزاده و F.Moheby

تعداد صفحات کتاب : 166 پی دی اف

منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود

تعداد دانلود : 828

مطالعه/دانلود کتاب
رمان ظلمات دل
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

ظلمات دل رمانی فانتزی ، اولین جلد از سری مجموعه ظلمات است موضوع این رمان تا حدودی برگرفته از اساطیر رومی است

ظلمات دل (جلد اول مجموعه‌ی ظلمات) رمانی فانتزی ، اولین جلد از سری مجموعه ظلمات است موضوع این رمان تا حدودی برگرفته از اساطیر رومی است 

ظلمات دل (جلد اول سری مجموعه‌ی ظلمات)

ظلمات دل (جلد اول سری مجموعه‌ی ظلمات)

خلاصه:

ظلمات دل حکایت‌گر زندگی مردی است از اعماق سیاهی، از دل ظلمات که زندگی متعادلی داشت؛ اما تبعید شد. این رانده‌شدن را پذیرفت؛ اما درد خیانـت، بذر دشمنی را در دلش کاشت و حال نوبت انتقام است؛ انتقام خون!

.

صحبت نویسنده:
*توجه داشته باشید که این یه اثر کاملاً تخیلیه و قصد توهین به هیچ‌گونه دین و مذهبی رو نداره.
*نکته‌ی دوم: این رمان با اینکه تا حدودی از اساطیر رومی ایده گرفته؛ اما کاملاً به اون اساطیر وفادار نیست. دستکاری و دخیل‌کردن تخیل نویسندگان در این مجموعه دیده میشه.

نویسندگان:GoZaR_MoVaGhAt و Fatemeh-D
رمان برتر در مسابقه بزرگ رمان نویسی

.

بخشی از مقدمه:
نفرت، تنها چیزی بود که در ظلمات دلم قابل دیدن بود…
دیدن نه! مگر می‌توان در ظلمات چیزی دید؟
مگر می‌توان در سیاهی وجودم دیدن را یافت؟
نفرت قلبم را ربود و گرمای تپنده‌اش را خاموش کرد…
نفرت وزید؛ کولاک شد تا موج ها را بشکافد.
نفرت، خود موج شد…
نفرتم دریا شد؛ به وسعت آن و به قدرتش.
نفرتم سیاهی شد و عشق را بلعید؛
تا دیگر
ظلمات دلم با دیگری روشن نشود.
نفرت، خشم شد؛ قتل شد؛ جنگ شد؛
نفرت همه سیاهی شد.
نفرت نابودی شد؛ نیستی شد.
نفرت زوالی بر

.

قسمتی از داستان :

صدای قدم‌هایش در راهروی اتاق بازجویی تکرارمی‌شد؛ و مرد هم با صلابت همیشگی‌اش

میان دو مأمور که او را به اتاق می‌بردند، راه می‌رفت.

عجیب بود! در آن ساعت فقط صدای قدم‌های محکم مرد در سالن تکرار می‌شد

و حالت ترسناکی به مسیر داده بود. برق چشمان آبی تیره مرد که از پشت

طره‌های مشکین موهایش، همچون چشمان ببر می‌نمود، هراس را در تاریکی محیط، تزریق می‌کرد.

پرسش و پاسخ، نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین کتابها

  • رمان بچه‌های موسی

    رمان بچه‌های موسی

    رمان بچه‌های موسی رمانی اجتماعی و عاشقانه که زندگی یک خانواده ساده و پر جمعیت را به تصویر می کشد.

  • رمان سرزمین من و نامداران (جلد 2)

    رمان سرزمین من و نامداران(جلد دوم)

    رمان سرزمین من و نامداران(جلد دوم) رمانی تاریخی و ماجراجویانه که در جلد قبلی آن شخصیت ها به زمان گذشته سفر کردند اکنون، ادامه ی ماجرا….

  • رمان سمپاتی

    رمان سمپاتی

    رمان سمپاتی رمانی با ژانر اجتماعی و عاشقانه است که برگرفته از یک داستان واقعی می باشد

  • رمان تاوان

    رمان تاوان

    رمان تاوان داستان کسانی است که به ناحق شکستند. به ناحق خون دل خوردند و سوختند. از درون و بیرون…

  • رمان بازی توپ و گلوله

    رمان بازی توپ و گلوله

    رمان بازی توپ و گلوله یک رمان در ژانر جنایی_مافیایی، جنایی_ پلیسی است و به وقایعی می پردازد که در پی یک بازگشت شکل می گیرد

  • دلنوشته بگذار خودم باشم

    دلنوشته بگذار خودم باشم

    دلنوشته بگذار خودم باشم مجموعه ای زیبا در ژانر درام، عاشقانه است

×

منوی سایت