. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

رمان ویناسه

انتشار توسط سمیرا
11 نوامبر 2020

نام رمان : ویناسه

نویسنده : امیدرضا پاکطینت

ژانر : معمایی

سطح رمان : حرفه ای

ویراستاران : @Fatemeh Ashrafi و @فاطمه صفارزاده

تعداد صفحات کتاب : ۱۳۲ پی دی اف

منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود

تعداد دانلود : 1,674

مطالعه/دانلود کتاب
رمان ویناسه
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

رمان ویناسه یک رمان معمایی جذاب هست، برای کسایی که دوست دارند از اسرار فرشتگان چیزهایی بیاموزند و به دنیای معما و تخیل سری بزنند.*

رمان ویناسه یک رمان معمایی جذاب هست،

برای کسایی که دوست دارند از اسرار فرشتگان چیزهایی بیاموزند و به دنیای معما و تخیل سری بزنند.

"<yoastmark

خلاصه رمان ویناسه:

او مجازات شده و در تأدیبی سخت به سر می‌برد. فرشته‌ای که حق بردن نام مبارکه‌ی الله را نداشت

و خداوند همواره او را با بنده‌ای امتحان می‌کرد؛

چرا که فرشته‌ی سیاه‌پوش، مأمور رسیدگی به مجازات گناهکاران بود.

 

قسمتی از رمان ویناسه:

من زیر پای و فرمان‌بردار او هستم؛ زندانی‌ای که آزاد است و جرئت فرار را ندارد،

خورشیدی که روشن است و توان درخشش را ندارد. من شب هستم،

پر از ستاره‌هایِ روشن و زیبا؛ ولی صبح را بر من برتری دادند؛

زیرا که انسان‌هایی فاسد چون تو، به روشناییِ روز علاقه‌ی بیشتری داشتند.

من از چشمان او افتادم؛ زیرا که اگر همانند من می‌شدید، دیگر جایی در قلمرو او نداشتید.

رمان ویناسه

او مرا این‌چنین خوار کرد که تو را ارج نهد؛ آن وقت تو همانند یک تفاله‌ی بی‌ارزش، خود را خواهی کشت.
فرشته‌ی سیاه‌پوش خنده‌ای بلند سر داد و گفت:

– این مجازات من است، این کیفر و تقاص من است که تو را منع کنم که همانند من نشوی.

بسیار دشوار است که درگیر تنهایی باشی و رسالت بر آن داشته باشی

که مبادا کسی تنهایی‌ات را بر هم زند. بسیار سخت است که

به دیده مشاهده کنی افرادی پست‌تر از خویش و نتوانی آنان را با مجازات خویش سهیم بداری.

مگر شما خاک‌زادگان چه چیزی در درون پناه داشته‌اید که (او)

حاضر به تأدیب و توبیختان نیست؟ به درستی که من نمی‌دانم.
سپس سری تکان داد و دفترچه‌ی درون دستش را گشود.

لبخندی بر چهره نشاند، چشمانش را بر پیرمرد انداخت و ادامه داد:
– آیا می‌دانی این چیست؟

در پیرمرد، ندانستنی عظیم موج می‌زد و لاعلاج، تنها در بهت و اعراض به چشمان آتشین

فرشته‌ی سیاه‌پوش خیره شده بود.

فرشته‌ی سیاه‌پوش ابروانش را بر هم کشید. قامت راست داشت و غضبناک گفت:

پیشنهادات:

دانلود رمان تقاص آبی چشمهایش (جلد اول)

دانلود رمان صبورم که باشم ویژه نگاه دانلود

0 0 vote
Article Rating

پرسش و پاسخ، نظر

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments

آخرین کتابها

  • رمان ناقوس مرگ

    داستان کوتاه ناقوس مرگ

    مجموعه داستان کوتاه ناقوس مرگ روایتی از قتل هایی هست که در مکان مختلف اتفاق میوفته. این مجموعه باری کسانی…

  • رمان هجده سالگی

    رمان هجده سالگی

    رمان هجده سالگی در مورد حس زیباترین نگاه انسانها به زندگی و دوران شکل گیری هویت است. این رمان در…

  • رمان رسوخ دل

    دانلود رمان رسوخ دل

    دانلود رمان رسوخ دل خلاصه: همه چیز از همون روز خاص شروع شد. روزی که مفروض به فراموشی بود. مجیر…

  • داستان کوتاه فلق

    دانلود داستان کوتاه فلق ویژه نگاه دانلود

    داستان کوتاه فلق داستان کوتاه فلق ویژه نگاه دانلود خلاصه: داستان روایتگر درددل‌های زنی روستایی با خود و خدای خوده؛ زنی…

  • رمان يانار

    دانلود رمان یانار ویژه نگاه دانلود

    دانلود رمان یانار ویژه نگاه دانلود دانلود رمان یانار ویژه نگاه دانلود خلاصه: دخترانى که با هزار امید ازدواج مى…

  • رمان کوتاه از نسل ماهی‌ها

    رمان کوتاه از نسل ماهی‌ها

    رمان کوتاه از نسل ماهی‌ها خلاصه:ماهی، مبتلا به لوسمیِ حاد*، به بیان خاطرات تلخ و شیرین زندگی‌اش می‌پردازد؛ از عاشق‌شدنش…

×

منوی سایت

0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x