. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

رمان هجده سالگی

انتشار توسط سمیرا
4 نوامبر 2020

نام رمان : هجده سالگی

نویسنده : Mahsa.s

ژانر : اجتماعی، عاشقانه، تراژدی

سطح رمان : نیمه‌حرفه‌ای، پرطرفدار

ویراستاران : کوثر فیض‌بخش

تعداد صفحات کتاب : ۳۹۴ پی دی اف

منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود

تعداد دانلود : 5,792

مطالعه/دانلود کتاب
رمان هجده سالگی
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

رمان هجده سالگی در مورد حس زیباترین نگاه انسانها به زندگی و دوران شکل گیری هویت است. این رمان در...

رمان هجده سالگی در مورد حس زیباترین نگاه انسانها به زندگی و دوران شکل گیری هویت است. این رمان در مورد مسئله ای صحبتت می کند که بسیاری از نوجوانان درگیر شکل گیری هویت خود هستند.

 

رمان هجده سالگی

رمان هجده سالگی

خلاصه رمان:

در اوج حس کردن زیباترین احساس دنیا، شده ناگهان سیلی دردناکی بر جانت بنشیند؟

ترک شدن و روی دست دنیا ماندن، از آن سیلی‌هاست. آن هم بی هیچ دلیل و منطقی.

یک شب، در آغـ*ـوش آرامش آرام می‌گیری و صبح فردا در دستان آشوب سرنوشت چشم می‌گشایی.

در دوران گم می‌شوی؛ اما زمان تو را با هجده سالگی‌ات آشنا می‌کند.

این قصه، داستان هجده ساله‌ایست که به‌دنبال گمشده‌اش می‌گردد.

گم شدن دیگری اما، بهانه‌ای می‌شود برای پیدا کردن خودش! آدم‌ها! مگر چقدر زنده‌ایم؟
بگذارید گم شده‌ام را پیدا کنم تا دیر نشده.

«و شاید به قول لیلی داستانم، این قصه را هم باید باکمی عسل خواند!»

قسمتی از رمان:

چشم‌هایم خیره به امیرسام می‌ماند و نفسم درسینه حبس می‌شود.

دوماهی می‌شود که امیرسام و طناز را می‌شناسم و دراین مدت هرشب مشغول صحبت و هرهفته سرگرم دیدار هم بودیم؛ اما هیچ‌گاه چنین چیزی را به کسی نگفته بود

و شنیدنش برایم درعین تعجب‌آوربودن، ناراحت‌کننده است.
– من هیچ‌کس رو نداشتم و از دار دنیا پدرومادر طناز بودن که به فکر من بودن.

این شد که ارتباط ما باهم بیشتر شد و کم‌کم وابستگی من و طناز هم بیشتر.
من وسط اون همه بدبختی به‌خاطرشوک اون تصادف رو آوردم به هزارجور قرص و روان‌شناس و روان‌پزشک، حتی به طناز هم پناه آوردم و بدجور بهش وابسته شدم؛

ولی تقصیرخودش هم بود. خودش اون رابـ ـطه‌ی مسخره واحمقانه رو شروع کرد.

پیشنهادات:

دانلود رمان آس دل ویژه نگاه دانلود

بعدش که من تمام فکروذکرم شد طناز و عضو این گروه مزخرف کوروش شدیم،

فهمیدم کم‌کم بین طناز و کوروش یه چیزایی می‌گذره.

هنوز دوسال نشده بود که ازشوک اون تصادف بیرون اومده بودم که با کارهای طناز نابود شدم.

رفت‌وآمدهاش با کوروش… باپسرای دیگه… باخیلیا…

حرفی از دهانم بیرون نمی‌آید و فقط به حرف‌های امیرسام گوش می‌دهم

و به این فکر می‌کنم که این همه مصیبتی که برسر امیرسام آمده ازطرف همان خدایی‌ست که این مصیبت‌ها را برای من هم به ارمغان آورده!

3.8 14 votes
Article Rating

پرسش و پاسخ، نظر

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments

آخرین کتابها

  • رمان ناقوس مرگ

    داستان کوتاه ناقوس مرگ

    مجموعه داستان کوتاه ناقوس مرگ روایتی از قتل هایی هست که در مکان مختلف اتفاق میوفته. این مجموعه باری کسانی…

  • رمان هجده سالگی

    رمان هجده سالگی

    رمان هجده سالگی در مورد حس زیباترین نگاه انسانها به زندگی و دوران شکل گیری هویت است. این رمان در…

  • رمان رسوخ دل

    دانلود رمان رسوخ دل

    دانلود رمان رسوخ دل خلاصه: همه چیز از همون روز خاص شروع شد. روزی که مفروض به فراموشی بود. مجیر…

  • داستان کوتاه فلق

    دانلود داستان کوتاه فلق ویژه نگاه دانلود

    داستان کوتاه فلق داستان کوتاه فلق ویژه نگاه دانلود خلاصه: داستان روایتگر درددل‌های زنی روستایی با خود و خدای خوده؛ زنی…

  • رمان يانار

    دانلود رمان یانار ویژه نگاه دانلود

    دانلود رمان یانار ویژه نگاه دانلود دانلود رمان یانار ویژه نگاه دانلود خلاصه: دخترانى که با هزار امید ازدواج مى…

  • رمان کوتاه از نسل ماهی‌ها

    رمان کوتاه از نسل ماهی‌ها

    رمان کوتاه از نسل ماهی‌ها خلاصه:ماهی، مبتلا به لوسمیِ حاد*، به بیان خاطرات تلخ و شیرین زندگی‌اش می‌پردازد؛ از عاشق‌شدنش…

×

منوی سایت

0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x