. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

توضیح تصویر

رمان قلندر بی ‌خواب

انتشار توسط شیوا
3 مارس 2021

نام رمان : قلندر بی‌ خواب

نویسنده : ژیلا.ح

ژانر : عاشقانه، تراژدی

سطح رمان : معمولی

ویراستاران : بدون ویراستاری

تعداد صفحات کتاب : 199 پی دی اف

منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود

تعداد دانلود : 1,228

مطالعه/دانلود کتاب
رمان قلندر بی خواب
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

یک رمان عاشقانه و تراژدی با چاشنی اتفاقات پلیسی و جنایی، داستان به یک فلش مموری خاص و سرنوشت افرادی که خواسته و ناخواسته درگیر ماجرا شدند می‌پردازد

یک رمان عاشقانه و تراژدی با چاشنی اتفاقات پلیسی و جنایی، داستان به یک فلش مموری خاص و سرنوشت افرادی که خواسته و ناخواسته درگیر ماجرا شدند می‌پردازد

رمان قلندر بی‌خواب

رمان قلندر بی‌خواب

خلاصه:

اصل ماجرا مربوط می شه به یه فلش مموری. که حاوی اطلاعات خیلی مهمیه. خیلی ها دنبالشن و زندگی خیلی ها رو توی این راه زیر و زبر کرده.
حالا انگار نوبت به نفس و پدرش رسیده. که خواسته یا ناخواسته درگیر این ماجرا شدن و زندگیشون هم تحت تاثیر قرار می گیره و اتفاقاتی میوفته که …

.

مقدمه :

شب دراز است و قلندر خواب است،
این منم؛
تاخود صبح بیدارم.
چشم از چشم برنمیدارم.
سالهاست من باخودم تنها شدم.
رهرویی،
شبگرد این شبها شدم.
ساز دل امشب کمی ناکوک است.
نت به نت غم می نوازد از جهانی دور است.
حافظ یلدایم امشب فال من را دم زده،
شعری از نو از هوایم سایبان بر من زده،
که سحر می شود این شب،
امان میخواهد…
پیر میخانه جوان می شود این شب
امان می خواهد…
(ژیلا.ح)

.

قسمتی از رمان:

نمی دونم از کجا شروع کنم. همیشه اول و آخر هر چیزی سخته، بعدش میوفته روی روال.
همه چی از اون دانشگاه لعنتی شروع شد. همیشه بهترین و بدترین اتفاقا وقتی میوفته که ادم فکرشو نمی کنه.حتی فکرشم نمی کردم این همه درس خوندنم واسه قبول شدنم تو دانشگاهی که آرزوشو داشتم، یه روز بشه بلای جونم. یا بر عکس.
یادش بخیر، وقتی فهمیدم قبول شدم چقدر خوشحال بودم. نمی دونم اسمشو بزارم خوب یا بد ولی هرچی که بود باعث شد مسیر زندگی من به کل عوض شه.
اتفاق ناخونده ای که دوون دوون پا گذاشت توی زندگیمو منو تو گرداب خودش چرخوند… چرخوند و چرخوند.
باصدای نفس نفس گفتن آرشان به خودم اومدم. ضربان قلبم شدت گرفت. سریع با دستپاچگی دفترخاطراتمو بستم و گذاشتم تو کوله پشتیم. اشکای روی صورتم رو با آستین مانتوم پاک کردم و بیشتر تو خودم مچاله شدم.
کل باغ رو روسرش گذاشته بود و دنبال من می گشت. عمرا اگه ازینجا بیرون بیا باشم! اینجا رو تازه پیدا کردم. پناهگاه امن منه.
جایی که دور ازو هر موجود جانداری می تونم آورم بقچه ی درد دلامو باز کنم.

.

4.7 11 votes
Article Rating

پرسش و پاسخ، نظر

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments

آخرین کتابها

  • داستان کوتاه عشق در حال تایپ...

    داستان کوتاه عشق در حال تایپ…

    داستان در مورد خدای آب‌ها است که طی توطئه‌ای به سرزمین بشری تبعید می‌شود و خانوداه‌اش را از دست می‌دهد برای همین تلاش می‌کند که برگردد و انتقام بگیرد

  • رمان درخشش ماه در سایه‌ی انتقام

    رمان درخشش ماه در سایه‌ی انتقام

    درخشش ماه در سایه‌ی انتقام رمانی است که با موضوع انتقام شروع می‌شود و در این ماجرا مهره بی‌گناهی وجود دارد که از رازهای پشت پرده بی‌خبر است.

  • رمان زندگی‌ام با غروب طلوع کرد

    رمان زندگی‌ام با غروب طلوع کرد

    زندگی‌ام با غروب طلوع کرد یک عاشقانه پر از معما است که به اتفاقات حول یک قتل و تلاش برای اثبات بی‌گناهی شخصیت داستان می‌پردازد حل این پرونده با برملا شدن رازهای زیادی همراه است

  • رمان عضویت سیاه

    رمان عضویت سیاه

    عضویت سیاه یک رمان جنایی است در مورد زندگی‌ای که با معماهای بسیاری گره خورده و گرفتن انتقام روی زندگی افرادی اثر می‌گذارد 

  • کتاب سگ ولگرد

    کتاب سگ ولگرد

    «سگ ولگرد» داستان آزار و اذیت یک سگ اصیل اسکاتلندی است. «پات» یک سگ معمولی نیست، او انسان تنهایی در پوشش حیوان است.

  • رمان سراب خفته

    رمان سراب خفته

    رمان سراب خفته رمانی است با ژانر اجتماعی و عاشقانه درباره درس ها و تجربیاتی که مسیر پر فراز و نشیب زندگی به شخصیت داستان می دهد

×

منوی سایت

0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x