. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

توضیح تصویر

رمان به رنگ نارنجی

انتشار توسط شیوا
11 فوریه 2021

نام رمان : به رنگ نارنجی

نویسنده : ژیلا.ح

ژانر : عاشقانه، اجتماعی

سطح رمان : نیمه حرفه ای

ویراستاران : بدون ویراستاری

تعداد صفحات کتاب : 310 پی دی اف

منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود

تعداد دانلود : 1,474

مطالعه/دانلود کتاب
رمان به رنگ نارنجی
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

رمان به رنگ نارنجی یک رمان عاشقانه اجتماعی است پیرامون اتفاقاتی که به واسطه ی شغلی خاص روی می دهد همراه نارنجی پوش و دختر داستان ما باشید

رمان به رنگ نارنجی یک رمان عاشقانه اجتماعی است پیرامون اتفاقاتی که به واسطه ی شغلی خاص روی می دهد همراه نارنجی پوش و دختر داستان ما باشید

رمان به رنگ نارنجی

رمان به رنگ نارنجی

خلاصه :
پدر لیلا یک نارنجی‌پوش است. رفتگری زحمت‌کش که سال‌های سال است با شغل خود زندگی می‌کند؛ اما لیلا با شغل پدرش رابـ ـطه‌ی چندان خوبی ندارد و همین علت بسیاری از مشکلات زندگی‌شان شده است.
روزگار می‌چرخد و همین شغل باعث می‌شود زندگی روی دیگری به آن‌ها نشان دهد.

.

مقدمه:

دنیای هر‌کس رنگی دارد.
گاهی تیره، گاهی روشن،
گاهی سبز، گاهی آبی، زرد، گاهی قرمز و
گاهی هم نارنجی؛ اما دنیای نارنجی کمی فرق دارد.
دنیایی که گاهی با روشنای روز آغاز می‌شود و
گاهی هم با تیرگی شب.
دنیایی که نه امنیتی دارد و نه
به قدر کافی اعتباری.
دنیایی که طعم اشک می‌دهد؛ اما همین دنیا اگر نباشد،
دیگر هیچ کدام از دنیاهای زرد و سبز و قرمز و… معنا پیدا نمی‌کنند.
دنیایی به رنگ نارنجی.

.

قسمتی از رمان:

مشوش گام‌هایش را یکی پس از دیگری برمی‌داشت. سنگ‌های بی‌نوای زیر پایش که هر‌از‌گاهی به این‌سو و آن‌سو پرتاب می‌شدند، اگر زبانی برای حرف‌زدن داشتند، قطعاً با صدای بلند اعتراض می‌کردند. قلبش طوری تند‌تند به سـ*ـینه‌اش می کوبید که گویی در سالن کنسرتی قرار دارد و نقش طبلی با ریتم تند برای تکمیل‌کردن موسیقی را دارد.
آن‌قدر به صورت و ته‌ریش خرمایی تیره‌اش دست کشیده بود که اگر صورتش کمی خاصیت ارتجاعی داشت، حتماً چند سانتی‌متری از پوست صورتش آویزان می‌شد. چشم‌هایش دودو می‌زد و ابروهایش از نگرانی مثل دو تکه چوب که بخواهند دو ضلع مثلثی را بسازند به هم نزدیک شده بودند.
بالاخره مقابل در آهنی قدیمی قهوه‌ای‌رنگ متوقف شد. یک دستش را به تکه آهن روی در که شکل گل پیچ‌خورده بود گره داد و با دست دیگر تلفنش را از جیبش بیرون کشید. برای بار هزارم شماره‌ای را گرفت. آن‌قدر این شماره را گرفته بود که حتی با چشم‌های بسته هم می‌توانست با لمس نقاط فرضی روی صفحه لمسی آن را بگیرد.
و باز هم برای بار هزارم پاسخی ضبط‌ شده به چهره‌ی پریشانش دهن‌کجی می‌کرد.
«دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد…»

تلفنش را با حرص درون جیبش سُر داد. انگشتش را محکم روی دکمه‌ی سفیدرنگ قدیمی که نقش زنگ را داشت فشرد. چند دقیقه گذشت؛ اما خبری نشد. خاطرات و افکارش مثل موریانه‌هایی شده بودند که به جانش افتاده و آرام‌آرام قصد به پایان‌رساندنش را داشتند.
دستش را به لوله‌های گاز کنار دیوار آجری گرفت. پایش را روی بست فلزی که لوله را به دیوار محکم کرده بود گذاشت و کمی خودش را بالا کشید. چراغ‌های خاموش و پنجره‌های باز خانه به دلش گواهی بد می‌دادند. از پیش لوله‌ها کنار آمد و دوباره سمت در رفت. بیخیال زنگ شد و چند باری با کف دستش در را کوبید. چند دقیقه منتظر ماند و وقتی دید خبری نشد صدایش را روی سرش گرفت. بغض آشکاری در رگه‌های صدایش می‌رقصید.
«لیلا! کجایی؟ درو باز کن! لیلا من ازت معذرت می خوام. خواهش می کنم لااقل بذار حرف بزنیم‌. لیلا!»

.

 

4.8 35 votes
Article Rating

پرسش و پاسخ، نظر

اشتراک در
اطلاع از
guest
5 Comments
جدید ترین
قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
Inline Feedbacks
View all comments
pooneh

قشنگ و دلنشین بود هیچ خبری از کلیشه های بیخود نبود و کاملا واقعیت جامعه بود. یه رمان اجتماعی که از همه ی بُعد ها داره زندگی خونواده ی یه پاکبان رو تعریف میکنه. هم از خوبی ها میگه و هم از بدی ها. فضای رمان صرفا غم انگیز و پر از مشکل و چال و چوله نیست و خوشی هایی هم داره، حتی اگه شده کوچیک و گذرا. نکته ی دیگه ای که تو این رمان هست اینه که میگه همیشه قلب ادم درست انتخاب نمیکنه. گاهی ادم درست اونی نیست که به نظر هست. ادم درست یه گوشه… ادامه مطلب »

zhila

سلام پونه جان.
بینهایت از وقتی که برای رمان به رنگ نارنجی گذاشتی ازت ممنونم
خوشحالم که خوشت اومده…
و خیلی خیلی ممنونم ازت بابت ابن نظر جامع و پر مایه ات
درسته زندگی با خوبی و بدی معنا پیدا میکنه و اگر یکیشون نباشن، یکنواختی زندگی باعث میشه نه معنی خوب رو بفهمیم نه بد رو.
از خدای مهربون برات بهترین ها رو آرزو میکنم. و بینهایت سپاسگزارم که وقت گذاشتی و نظر نوشتی برام که خیلی خوشحالم کردی
پ.ن:
منم اون کبوترا رو خیلی دوست داشتم. آخه پشت پنجره اتاقم میومدن

BINA.A

سلامی سلام رمان واقعا عالیه! شخصیت‌ها به خوبی پردازش شدن، ایده نو بود! خبری از کلیشه و شعارهای غیرواقعی نبود! نویسنده به خوبی از سختی‌ها و مشکلات یه رفتگر گفته بود و من به شخصه، با خوندن این دیدم نسبت به این آدمای شریف عوض شد و سعی کردم احترام بیشتری براشون قائل بشم:) یکی از نکات جذاب رمان این بود که رنگ شخصیت‌ها توسط مخاطب انتخاب می‌شد. لزوما این نبود که چون یه شخصیت مکمل هستش پس باید همه‌چی تموم باشه! شخصیت با اعمالی که انجام می‌داد گاهی اوقات شما رو به چاله می‌کشوند که آیا واقعا این شخصیت… ادامه مطلب »

zhila

ممنونم نفس جان از اینکه وقت گذاشتی و خوندی ♥️

نفس

رمان قشنگیه موضوع خاص و متفاوتی داره آدم جذب شخصیت و اتفاقاتش می شه
در یک کلام عالی

آخرین کتابها

  • داستان کوتاه عشق در حال تایپ...

    داستان کوتاه عشق در حال تایپ…

    داستان در مورد خدای آب‌ها است که طی توطئه‌ای به سرزمین بشری تبعید می‌شود و خانوداه‌اش را از دست می‌دهد برای همین تلاش می‌کند که برگردد و انتقام بگیرد

  • رمان درخشش ماه در سایه‌ی انتقام

    رمان درخشش ماه در سایه‌ی انتقام

    درخشش ماه در سایه‌ی انتقام رمانی است که با موضوع انتقام شروع می‌شود و در این ماجرا مهره بی‌گناهی وجود دارد که از رازهای پشت پرده بی‌خبر است.

  • رمان زندگی‌ام با غروب طلوع کرد

    رمان زندگی‌ام با غروب طلوع کرد

    زندگی‌ام با غروب طلوع کرد یک عاشقانه پر از معما است که به اتفاقات حول یک قتل و تلاش برای اثبات بی‌گناهی شخصیت داستان می‌پردازد حل این پرونده با برملا شدن رازهای زیادی همراه است

  • رمان عضویت سیاه

    رمان عضویت سیاه

    عضویت سیاه یک رمان جنایی است در مورد زندگی‌ای که با معماهای بسیاری گره خورده و گرفتن انتقام روی زندگی افرادی اثر می‌گذارد 

  • کتاب سگ ولگرد

    کتاب سگ ولگرد

    «سگ ولگرد» داستان آزار و اذیت یک سگ اصیل اسکاتلندی است. «پات» یک سگ معمولی نیست، او انسان تنهایی در پوشش حیوان است.

  • رمان سراب خفته

    رمان سراب خفته

    رمان سراب خفته رمانی است با ژانر اجتماعی و عاشقانه درباره درس ها و تجربیاتی که مسیر پر فراز و نشیب زندگی به شخصیت داستان می دهد

×

منوی سایت

5
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x