. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

توضیح تصویر

رمان انتقال به خانه‌ی شیطانی

انتشار توسط شیوا
۲۷ بهمن ۱۳۹۹

نام رمان : انتقال به خانه‌ی شیطانی

نویسنده : زینب جوکال

ژانر : ترسناک

سطح رمان : معمولی

ویراستاران : بدون ویراستاری

تعداد صفحات کتاب : 251 پی دی اف

منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود

تعداد دانلود : 578

مطالعه/دانلود کتاب
رمان انتقال به خانه شیطانی
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

رمان انتقال به خانه‌ی شیطانی ترس و هیجان را برای شما بهمراه خواهد داشت این رمان روایت یک خانه منفور و شوم است و سعی برای فرار از این محل شیطانی اما آیا دیر نشده است

رمان انتقال به خانه‌ی شیطانی ترس و هیجان را برای شما بهمراه خواهد داشت این رمان روایت یک خانه منفور و شوم است و سعی برای فرار از این محل شیطانی اما آیا دیر نشده است

رمان انتقال به خانه شیطانی

رمان انتقال به خانه شیطانی

خلاصه رمان :

می گویند آرزوها رنگی هستند درست همانند آرزوهای صورتی رنگ من،همانند اتاق صورتی رنگی که سال ها آرزویش را در اتاق مشترک من و آرالیا می کردم رنگی که رفته رفته کابوس شد آری کابوس شبانه درد آور وحشتناک…
وحشتی که خواب را از چشمانمان ربود!
صداهای درد، صدای پای مرگ را به تدریج در نزدیکی ام می شنوم همه این عذاب را از چشم آرزوی بچگانه ام میبینم.دل هایمان در آن خانه مرموز به سرعت در سـ*ـینه می کوبد آرامش ندارد دلم می خواهد از آن خانه ی منفور شیطانی فرار کنم دور شوم ولی دگر دیر است خیلی دیر…

.

مقدمه:
جایی میان واقع و خیال دام افتاده ام! به دنبال راه فرار می گردم.. من رهایی میخواهم.. آری رهایی از جایی که حکم زندانی ابدی را برای من دارد!!
هرجا که بروم آخر به آن برمیگردم.. آزادی میخواهم از زندانی که صدایش برایم مثل ناقوس مرگ می ماند..! مرگی که هر دم حس می کنم به آن نزدیک و نزدیک تر می شوم…

.

قسمتی از متن رمان انتقال به خانه‌ی شیطانی :

آینده..
-نه نه نه. این امکان نداره! باید هرچه زودتر خودمون رو برسونیم.
با حیرت نگاهش می کردم صداش برام مثل زنگ هشدار در گوشم زنگ میزند ولی چرا نمیتونم تکون بخورم؟ چرا از شنیدن حرفایش جیغ نزدم اشک نریختم بیهوش نشدم؟! با کشیدن دستم توسط بابا سریع از اتاق خارج شدیم ورفتیم به جایی که…
دور خودم چرخیدم و با ذوق گفتم:
-آرالیا میبینی چه خوشکله؟
پوفی کرد و بدون توجه به خوشحالی که از چشمانم می بارید گفت:
-البته که می بینم!

.

پرسش و پاسخ، نظر

یک پاسخ به “رمان انتقال به خانه‌ی شیطانی”

  1. آزیتا ⚘ گفت:

    سلام ممنون از نویسنده رمان خوبی بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین کتابها

  • رمان کیفرخواست

    رمان کیفرخواست

    رمان کیفرخواست (جلد اول مجموعه‌ی ادات قتل برش زمان) رمانی است با ژانر فانتزی و عشقی در این بین شکل می گیرد که باعث تغییرات بسیار زیادی می شود

  • رمان لنسلوت (جلد سوم ولهان)

    رمان لنسلوت (جلد سوم رمان ولهان)

    رمان لنسلوت (جلد سوم رمان ولهان) داستانی تخیلی و ترسناک دارد و ادامه زندگی شخصیت داستان را به تصویر می کشد

  • رمان صورتک دورو

    رمان صورتک دورو

    رمان صورتک دورو در مورد زندگی دو شخص است. اما وهم و یا واقعیت این دو شخص و این دو زندگی، درآمیخته با معماهایی پیچیده تر، سوال اصلی این داستان است.

  • داستان کوتاه عشق در حال تایپ...

    داستان کوتاه عشق در حال تایپ…

    داستان کوتاه عشق در حال تایپ… برخلاف نامش کتابی صرفا عاشقانه نیست. هشت داستان آن داستان‌هایی اجتماعی هستند که با سوژه‌های واقعی نوشته شده اند. داستان‌هایی که همگی در چابهار و روستاهای اطرافش اتفاق افتاده‌اند.

  • رمان درخشش ماه در سایه‌ی انتقام

    رمان درخشش ماه در سایه‌ی انتقام

    درخشش ماه در سایه‌ی انتقام رمانی است که با موضوع انتقام شروع می‌شود و در این ماجرا مهره بی‌گناهی وجود دارد که از رازهای پشت پرده بی‌خبر است.

  • رمان زندگی‌ام با غروب طلوع کرد

    رمان زندگی‌ام با غروب طلوع کرد

    زندگی‌ام با غروب طلوع کرد یک عاشقانه پر از معما است که به اتفاقات حول یک قتل و تلاش برای اثبات بی‌گناهی شخصیت داستان می‌پردازد حل این پرونده با برملا شدن رازهای زیادی همراه است

×

منوی سایت