• آر اس اس فاقد مطلب

دانلود رمان گلوله های شیطانی

دانلود رمان گلوله های شیطانی

دانلود رمان گلوله های شیطانی

کیان، مردی سی‌ساله، زخم‌خورده از زندگی با اعتقاداتی خونین به دنبال انتقام از نُه ابلیس

سیاه‌دل خواهد رفت. از نظر او انسان‌ها مجموعه‌ای از اعداد بی‌نظم هستند که در اعماق

وجودش ریشه دوانده‌اند و سودای گـ ـناه را در گوشه‌گوشه‌ی افکارش می‌رقصانند؛ اما باز

آن شرور بی‌رحم بر تن سیاه شب می‌تازد، گنـاه می‌کند، آن‌گونه که گویند، گنـاه پس از

گنـاه و مرگ پس از مرگ به همراه دارد.

دانلود رمان گلوله های شیطانی

دانلود رمان گلوله های شیطانی

رمان آواره‌های خزان جلد دوم | صحرا آصلانیان کاربر انجمن نگاه دانلود
دل‌نوشته‌ی کیان، شخصیت اصلی این قصه‌ی تاریک

شب، کنار آن پنجره‌ی سرد، بهترین جای دنیاست برای آن‌که مچاله شوم در افکار تاریکم.

سرم را به تن قندیل بسته‌اش بچسبانم و زل بزنم به دوردست‌ها. فکر کنم به آنانی که

دوستشان داشتم، غرق شوم در خاطراتی آزاردهنده.
گاهی چشمانم خیس شود از حضور پررنگ یک خیال، یادم برود مقصدم کجاست.

دلم بخواهد که دنیا به اندازه‌ی همین پنجره چنداینچی کوچک شود، دنج و تنها.
آه بکشم از یادآوری حماقت‌های عاشقانه‌ام، شیشه بخار بگیرد و من با انگشت چنین بر تنش زخم بزنم،
«نُه گلوله»
دلم بگیرد از تصورش، چشمانم را ببندم و تا آخرین ساعت‌های شب در خود گریه کنم و آن

زمان که ابلیس سیاه درونم  شلیک بر سرش می‌زند، قلبی تاریک را نشانه خواهم گرفت

و لـ ـذت شیرین انتقام را به روح عصیانگرم هدیه خواهم کرد. کدامشان این پیوند ناگسستنی

بین من و گـ ـناه را از هم سوا خواهند کرد؟
و در آخر نُه گلوله، نُه قلب، نُه مرگ و یک تفنگ.
امشب، همه‌چیز به دست من است.

پیشنهاد :

دانلود رمان خوشبختی های کوچک اندروید، جاوا،pdf،ایفون

دانلود رمان جدال نهایی ( جلد پایانی رمان لیانا ) ویژه نگاه دانلود

 

قسمتی از داستان :

گردنم رو خم کردم و از روی تخت بلند شدم. در حینی که تن خشک‌شده‌م رو به‌سمت بالکن

هدایت می‌کردم، دست چپم رو در جیب شلوار گرمم فرو کردم. نفس عمیقی کشیدم و بهش

خیره شدم، با چندتا از محافظ‌ها بحث می‌کرد و این موضوع حتی با وجود این فاصله هم دیدنی بود.
به حدی درگیر بود که متوجه‌ی سنگینی نگاهم نشد. با اخم سوت بلندی زدم، یقه کت یکی از

محافظ‌ها رو که در مشتش بود رها کرد. به‌سمت بالکن برگشت، برای چند لحظه بدون هیچ

عکس‌العملی خیره نگاهم کرد. به خودش اومد و دستی برام تکون داد، به‌سمت محافظ‌ها

برگشت و درحالی‌که سعی می‌کرد برخورد ملایم‌تری داشته باشه مرخصشون کرد.

کلافه دستش رو توی موهاش فرو برد، مکث کوتاهی کرد و به‌سمت ویلا قدم برداشت.
برای چند لحظه چشم‌هام رو بستم و نفس عمیقی کشیدم.

3 1 vote
Article Rating

شناسنامه ی کتاب

نام رمان : گلوله های شیطانی

نویسنده : صحرا آصلانیان کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : عاشقانه، اجتماعی، معمایی، جنایی-مافیایی

ویراستاران : هیدیکا

تعداد صفحات کتاب : 671 صفحه ی جار ، 162 صفحه پی دی اف

لینک های دانلود

این مطالب را به شما پیشنهاد می کنم

درباره نگاه

نگاه (ف.حیاوی) هستم ...کارشناس شیمی کاربردی علاقه مند به..کتاب..والیبال..شطرنج...شعر..شیمی..علم انجمن نگاه دانلود http://forum.negahdl.com

برچسب ها

نظرات

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments