نام رمان : وصیت سرنوشت ساز
نویسنده : kamand131 وhanie.hamze
ژانر : اجتماعی، عاشقانه
سطح رمان : معمولی
ویراستاران : بدون ویراستاری
تعداد صفحات کتاب : 308 صفحه پرنیان ، 120 صفحه پی دی اف
منبع تايپ رمان : https://www.forum.98ia.com/t1158120.html
تعداد دانلود : 14,687
داستان در مورد یک وصیت … وصیتی که شاید ، احتمال داره که سرنوشت را بسازد . ولی کسی خبر ندارد که تا زمان ساخته شدن سرنوشت قراره چه اتفاقاتی بیفتد
خلاصه :
یک وصیت … وصیتی که شاید ، احتمال داره که سرنوشت را بسازد . ولی کسی خبر ندارد که تا زمان ساخته شدن سرنوشت قراره چه اتفاقاتی بیفتد …. این وصیت کامل خونده نشده و بعد از 5 ماه کامل اعلام میشه و زندگی ای رو رقم میزنه .. … پایان خوش
.
مقدمه :
امشب از اسمان دیده ی تو
روی شعرم ستاره می بارد
در زمستان دشت کاغذها
پنجه هایم جرقه می کارد
شعر دیوانه تب الودم
شرمگین از شیار خواهش ها
پیکرش را دوباره می سوزد
عطش جاودان اتش ها
اری اغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
از سیاهی چرا هراسیدن
شب پر از قطره های الماس است
ان چه از شب بجای می ماند
عطر خواب اور گل یاس است
اه بگذار گم شوم در تو
کس نیابد دگر نشانه ی من
روح سوزان و اه مرطوبت
بوزد بر تن ترانه ی من
اه بگذارزین دریچه باز
خفته بر بال رویا ها
همراه روز ها سفر گیرم
بگریزم زمرز دنیاها
دانی از زندگی چه می خواهم
من تو باشم…تو…پای تا سر تو
زندگی که هزار باره بود
بار دیگر تو…باردیگر تو
انچه در من نهفته دریایی است
کی توان نهفتنم باشد
با توزین سهمگین توفان
کاش یارای گفتنم باشد
بس که لبریزم از تو می خواهم
بروم در میان صحرا ها
سربسایم به سنگ کوهستان
تن بکوبم به موج دریاها
اری اغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من یه پایان دگر نیندشم
که همین دوست داشتن زیباست ….

روایت زندگی دختری از تبار ایل ترک زبان بزرگ قشقایی که درخانوادهای اصیلزاده به دنیا آمده و باید طبق اصالت خانوادگیاش رفتار کند. سنتهایی که زندگی این دختر را

رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست

این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوهاش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته میشود

رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است
سلام…نخوندم رمان رو اما اطرافیان که خوندن میگن کل کل هاشون خیلی بی مزه بود مثلا مثل اینکه آره تو که است میگی…نه بابا …و این جور چیزا خواهشا رمان های بدون کل کل هم بزارید
سلام ..اونچه نوشته شده و اجازه داده بشه را میگذارم
اقا یه رمان بود دختره رییس یه شرکت بود عاشق حسابدارش بود که پسره لال بود انگار اسمشم میلاد بود
اسم این رمانو کسی نمیدونه
جلد دوم تب نگاهت و گرگینه نیومد؟
نمیدونم اسم این رمانو.هرکی میدونه بگه.ممنون.جلد دوم تب نگاهت رو درخواست دادم منتظر اجازه نویسندهم اگراجازه داد میذارمش.گرگینه هم تا آخرهفته آتی میذارمش نیاز به ویرایش داره.
اسم رمان هست”این اسمش عشق نیست”
سلام رهاجون دست گلت درد نکنه
عزیزم از خلاصه اش چیزی نفهمیدم کلا رمان چجوریه؟رمان خوبیه؟
بازم ازشماو نویسنده های عزیز ممنونم
سلآم.خواهش میکنم دوست عزیز.نمیدونم خودم نخوندم.درخواستی دوستان بوده.
سلام نویسنده های پوکر واعدام یا انتقام اجازه ندادند که بزاریدشون مرسی
سلآم.پوکردرخواست دادم هنوزجواب نداده.ورمان اعدام یا انتقام نویسنده اجازه ندادهش تا رمانو داخل سایت بذاریم.خواهش میکنم دوست عزیز.
سلام نگاه جون مرسی بابت رمانهایی که میزاری میشه کنار رمانها بگی که امتیازشون بالا هست یانه ؟
سلآم.خواهش میکنم.سعی میکنم.اون رمانایی که خیلی بالاهستنو بگم.ولی خب رمانایی هم هستند به دلیلی امتیازکمن.دلیل بر نخوندن اونا نمیشه.چون سلیقه ها متفاوته.
سلام من واقعا عذر میخوام که این جا این در خواستو مطرح میکنم.از رها خانوم یا نگاه جان در خواستی داشتم من یه موضوع رمان دارم ولی از اونجایی که توی رمانهایی که پایان غمگین داره نوشتنم خوب نیست میخواستم اگه کسی رو بهم معرفی کنید تا رمان رو بنویسه موضوعش کاملا واقعیه وادماش هنوز هستن وخود من و خانوادمم توش نقش داریم والبته نویسنده ای میخوام که قلمش خوب باشه مثل هما جان یا نویسنده ی رمان اگرچه اجبار بود.خیلی ممنون میشم اگه معرفی کنید من هرروز سر میزنم واگه کسی خواست ادرس ایمیلش روبده تا داستان رو براش بفرستم
سلام عزیزم…من به یکی از نویسنده ها درخواست دادم منتظرم اگه قبول کردبهت خبرمیدم
خیلی ممنون عزیزم.لطف کردی
خواهش میکنم دوست عزیز.
سلام نگاه جون ميشه ازت خواهش كنم رمان زير هزار صفحه نذاري آخه اصلا ارزش خوندن و وقت گذاشتن نداره
سلآم.نظرات متفاوته واکثرادرخواستی ویا رمانایی هستند که نویسنده قبلا اجازهشو داده ویا رمانای تازه تموم شدهس..سعیمونو میکنیم رمان با صفحات بالاتربذاریم.حداقل یکی درمیون طولانی باشه.
@مريم,
مریم جان نمیشه که منم اکثرا رمانای 200 تا 700 میخونم رمان های بالای 1000 صفحه هم بیشتر کش میدن من خوشم نمیاد هر کسی سلیقه ای داره…