. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

توضیح تصویر

رمان لحظه های بی تبسم

انتشار توسط نگاه
۵ اردیبهشت ۱۳۹۹

نام رمان : لحظه های بی تبسم

نویسنده : shaghayegh79

ژانر : عاشقانه، تراژدی

سطح رمان : معمولی

ویراستاران : بدون ویراستاری

تعداد صفحات کتاب : 176 صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود

تعداد دانلود : 15,472

مطالعه/دانلود کتاب
رمان لحظه های بی تبسم
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

رمان لحظه های بی تبسم روایت لحظه هایی هست که مجبور به پذیرش چیزهایی هستیم که نمیخواهیمو دست سرنوشت ما را راهی جایی میکند که توانی برای مبارزه با آنها نداریم.

رمان لحظه های بی تبسم روایت لحظه هایی هست که مجبور به پذیرش چیزهایی هستیم که نمیخواهیم

و دست سرنوشت ما را راهی جایی میکند که توانی برای مبارزه با آنها نداریم.

رمان لحظه های بی تبسم

رمان لحظه های بی تبسم

خلاصه:

گاهی اوقات، آدم ها بر سر دوراهی قرار می‌گیرند. یک دوراهی اجباری؛ نه می‌توانند آن را بپذیرند،

چون با قبول کردنش، زندگی بقیه را هم تحت تاثیر قرار می‌دهند و نه می‌توانند ردش کنند؛

چون خود اسیر عوارض آن می‌شوند.
تبسم دختری‌ست که غافل از افکار دسیسه چینی که پیرامونش وجود دارد، برگزیده می‌شود

تا بازیچه سرنوشت شود؛ تا اینکه زمانی می‌رسد که تبسم بین دوراهی عقل و احساس سردرگم می‌شود.

.

مقدمه:

«می خواهمت ولی
خیلی خیلی دوری.
نه دستم به دستانت می رسد،
نه چشمانم به نگاهت!
چاره ای کن؛
تو را کم داشتن، کم نیست،
درد است!»

.

قسمتی از متن رمان لحظه های بی تبسم :

– به من نگو رفیق. تو از صدتا دشمن، دشمن‌ تری برام.
– تیرداد! به حرفم گوش بده. مجبور شدم لعنتی، مجبور.
از شدت عصبانیت، نفس‌هایش تند شده بود و قفسه‌ی سـینه‌اش، مدام بالا و پایین می‌رفت. از پیشانی‌اش قطره قطره عرق می‌ریخت و گونه‌هایش همچون گلوله‌های آتشین شده بودند. با چشمان به خون نشسته به فرد روبرویش خیره شد.
– خفه شو! هیچی نگو پست فطرت. من فکر می‌کردم رفیقمی، داداشمی ولی اشتباه کردم. از پشت نه، از جلو بهم خنجر زدی نامرد.
فایده نداشت. هر چه تلاش می‌کرد تا بی تقصیری‌اش را اثبات کند، فایده نداشت.
نفس عمیقی کشید تا کلمات را پیدا کند اما موفق نشد. ترسیده بود! مرد بود اما از شدت ترس، دستانش می‌لرزید و نفس‌هایش به شماره افتاده بود.
– من کاری نکردم. یعنی آسیبی نرسوند بهش. چرا…
– دیگه چیکار می‌خواستی کنی؟ هان؟
طاقتش لبریز شد و سمتش حمله کرد. مشت محکمی به صورتش زد و او را هل داد. برای اولین بار

 

پرسش و پاسخ، نظر

7 پاسخ به “رمان لحظه های بی تبسم”

  1. Roya.mid گفت:

    سلام لطفا یکی جوابمو بده چی به سر رمان پسر حاجی اومد؟

  2. Janan200099 گفت:

    سلام
    فایل pdf مشکل داره
    بی زحمت درستش کنین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین کتابها

  • رمان کیفرخواست

    رمان کیفرخواست

    رمان کیفرخواست (جلد اول مجموعه‌ی ادات قتل برش زمان) رمانی است با ژانر فانتزی و عشقی در این بین شکل می گیرد که باعث تغییرات بسیار زیادی می شود

  • رمان لنسلوت (جلد سوم ولهان)

    رمان لنسلوت (جلد سوم رمان ولهان)

    رمان لنسلوت (جلد سوم رمان ولهان) داستانی تخیلی و ترسناک دارد و ادامه زندگی شخصیت داستان را به تصویر می کشد

  • رمان صورتک دورو

    رمان صورتک دورو

    رمان صورتک دورو در مورد زندگی دو شخص است. اما وهم و یا واقعیت این دو شخص و این دو زندگی، درآمیخته با معماهایی پیچیده تر، سوال اصلی این داستان است.

  • داستان کوتاه عشق در حال تایپ...

    داستان کوتاه عشق در حال تایپ…

    داستان کوتاه عشق در حال تایپ… برخلاف نامش کتابی صرفا عاشقانه نیست. هشت داستان آن داستان‌هایی اجتماعی هستند که با سوژه‌های واقعی نوشته شده اند. داستان‌هایی که همگی در چابهار و روستاهای اطرافش اتفاق افتاده‌اند.

  • رمان درخشش ماه در سایه‌ی انتقام

    رمان درخشش ماه در سایه‌ی انتقام

    درخشش ماه در سایه‌ی انتقام رمانی است که با موضوع انتقام شروع می‌شود و در این ماجرا مهره بی‌گناهی وجود دارد که از رازهای پشت پرده بی‌خبر است.

  • رمان زندگی‌ام با غروب طلوع کرد

    رمان زندگی‌ام با غروب طلوع کرد

    زندگی‌ام با غروب طلوع کرد یک عاشقانه پر از معما است که به اتفاقات حول یک قتل و تلاش برای اثبات بی‌گناهی شخصیت داستان می‌پردازد حل این پرونده با برملا شدن رازهای زیادی همراه است

×

منوی سایت