. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

رمان سرنوشت مرا بازی داد

انتشار توسط نگاه
10 مارس 2018

نام رمان : سرنوشت مرا بازی داد

نویسنده : The unborn

ژانر : پلیسی، عاشقانه

سطح رمان : معمولی

ویراستاران : .:~LiYaN~:.و SKY LIGHT

تعداد صفحات کتاب : 345 پی دی اف

منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود

تعداد دانلود : 24,881

مطالعه/دانلود کتاب
رمان سرنوشت مرا بازی داد
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

این رمان روایت دست سرنوشت و درگیری با موضوعی سهمگین است 

این رمان روایت دست سرنوشت و درگیری با موضوعی سهمگین است

رمان سرنوشت مرا بازی داد

رمان سرنوشت مرا بازی داد

خلاصه:

مریم و سوگند، مادر و دختری هستند که هر دو بازیچه‌ی دست سرنوشت شده‌اند. سوگند درگیر یک پرونده‌ی قتل می‌شود که سرنوشتش را تغییر می‌دهد. مریم نیز به همین واسطه گمشده‌اش را پیدا می‌کند و…

.

سخنی با نویسنده :
دوستان عزیز، شاید با خودتون بگید که این رمان یه موضوع تکراری‌ داره؛ اما این ایده مال خودمه و از جایی کپی نشده؛ اگر هم برحسب اتفاق چنین موضوعی پیدا کردید، بدونید که قصد و غرضی در کار نبوده و نیست.
اما در عین حال بهتون قول میدم که این رمان، متفاوته. شاید در ظاهر فکر کنید تکراریه؛ اما نه!
شما قراره اتفاقات عجیبی رو پشت سر بذارید؛ برای فهمیدن و پی بردن به این حرف، با من همراه باشید.
این رمان، یکی از شاهکارهای زندگیِ منه!
امیدوارم برای شما هم بهترین خاطره‌ها رو بسازه.

.

مقدمه:
اسلحه‌ات را به سمتم بگیر!
بکش!
بکش مرا؛ مانند مجرمینی که به ناچار کشته‌ای!
آری، من یک مجرمم.
تنها جرمِ من، عاشقی‌ست!

قسمتی از رمان :

– حاج آقا تو رو به ارواح خاک آقات آروم باش.
– آخه زن، مگه نمی‌بینی این دختر چی میگه؟!
حاج خانم همان‌طور که لبش را می‌گزید، گفت:
-خاک به سرم، این دختر جوونه و جاهل؛ خامی کرد؛ شما به بزرگی خودتون ببخشید.
با این حرف هر دو بر روی زمین نشستند و حاج خانم با دیدن سکوت همسرش، با چشم و ابرو مریم را روانه‌ی اتاقش می‌کند. مریم با چشمان اشکی به اتاقش رفت و در کنار قفس طوطی ایستاد.
زمزمه‌های اعتراض‌آمیزش سکوت اتاق را شکست:
-مگه من چی‌کار کردم که آقام این‌طوری باهام حرف می‌زنه؟ گـ ـناه که نکردم زن یک نظامی شدم. خب دوستش دارم؛ دست خودم که نیست.
ناگهان با بلند شدن صدای پدرش از جا برمی‌خیزد و از اتاق بیرون می‌رود. سریع خود را به پدر می‌رساند و می‌گوید:
-بله پدرجان؟
– مریم سریع زنگ بزن به علیرضا بگو مثل قرقی خودت رو برسون این‌جا که آقام کارت داره؛ بدو دختر!
مریم با چشمان لرزان خود را به تلفن رساند و شماره‌ی کلانتری را گرفت. بعد از دو سه دقیقه انتظار، بالاخره صدای گرم علیرضا در گوشش پیچید:
– الو؟ سلام آقاجان.

4.5 2 votes
Article Rating

پرسش و پاسخ، نظر

اشتراک در
اطلاع از
guest
11 Comments
جدید ترین
قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
Inline Feedbacks
View all comments
Shadi7596

اول سلام دوم اینکه خیلی دلم میخاست رمان رو کامل تموم کنم اما اینقدر بچه گانه بود و که اصلا نتونستم تحمل کنم و باقیشو بخونم ایدتونم خوب بود ولی کاش یکم بیشتر روش فکر میکردین یکم بهتر میتونستین سوگندو قاطی این ماجرا کنین وسوم چنتا ایراد ببخشید ولی کیو توی خیابون میگیرن میبرن اگاهی بعد اونجا میگه جرمم چیه میگه نمیدونی میگه نه میگن خب باشه برو ولی از شهر خارج نشو (دقت کنین جرمشم بهش نمیگن) بعد چند روز بعدش میان دوباره میبرنش میگن جرمت قتل و فروش مواد مخدره؟!؟ اخه چی بگم من در این مورد؟!؟؟؟؟؟اخه وقتی… ادامه مطلب »

Shadi7596

راستی اینم بگم اگرم توی -ثبت احوال عوض نکرده اسمشو و شناسنامه جعل کرده پس ینی جعل سند کرده و این خودش جرمه سرگرد یا تیمسار درهر صورت مجازات داره و بازم نمیتونه بشه سند ازادی دخترش مشکلات رمان خیلی اساسی بود روشون فکر کنین یکم تحقیق کنین چهارتا رمان پلیسی خوب با قلمه پخته بخونین تا دستتون بیاد فقط میتونم بگم قلمتون تا حدودی خوب بود ولی ایرادات رمان نمیزاشت ک بخونم من واقعا ازتون عذرخواهی میکنم نویسنده عزیز اما وظیفه خودم دونستم ک اینارو بهتون بگم من منتقد نیستم اما اینارو باید بهتون میگفتم میتونستم خیلی راحت بیامو… ادامه مطلب »

Z_ Rageb

زیبا است

**maniya**

سلام فاطی جون من رماناتو کمو بیش خوندم و خوشم اومده امیدوارم اینم خوب باشه همین فرمونو ادامه بدع گلم

The unborn

خوشحالم که خوشتون اومده اما بنده فاطمه نیستم عزیز! 🙂

آمیتیس

اشکالات خیلی کم هست کلا بگم خیلی قشنگه

ناشناس

خیلی رمان قشنگیه حتما بخونید

درسا

اون طوری که نویسنده میگفت ضعیف نبود و رمان خوبی بود ولی خیلی جای پخته تر شدنو داشت

Yalda

ممنون از نویسنده عزیز اما رمان خیلی کلیشه ای ضعیف و با خیلی اشکالات اساسی بود امیدوارم نوشته های بعدیتون قویتر باشه

Kimia

Lotfan email e fal sazio baram befresin

فاطمه تاجیکی

سلام عزیزم بررسی میشه.

آخرین کتابها

  • رمان قلندر بی خواب

    رمان قلندر بی ‌خواب

    یک رمان عاشقانه و تراژدی با چاشنی اتفاقات پلیسی و جنایی، داستان به یک فلش مموری خاص و سرنوشت افرادی که خواسته و ناخواسته درگیر ماجرا شدند می‌پردازد

  • کتاب داش آکل

    کتاب داش آکل

    صادق هدایت در این کتاب نشان می‎دهد که هنوز جوانمردی نمادی از انسانیت فراموش شده روزگار به حساب می آید، ولی شخصیت اصلی داستان سخت به آن پایبند است.

  • ترجمه داستان مامی

    ترجمه داستان مامی

    ترجمه داستان مامی داستانی کوتاه به نویسندگی Anne Nowlin است یک داستان ادبی مربوط به کودکی ده ساله و واقعیت های زندگی اش در شبی پر اتفاق

  • سه قطره خون

    کتاب سه قطره خون

    اثری ماندگار از صادق هدایت روایتگر افراد مختلفی است که گرفتار هنجارها و ناهنجاری‌های جتماعی شده‌اند و از محیط اطراف خود در رنج و عذاب هستند.

  • رمان برای سیمین

    رمان برای سیمین

    رمان برای سیمین روایت یک گذشته پر از اتفاقات و رازهای بزرگ است به دنبال پیدا کردن یک گمشده باید دید چه حوادثی در انتظار است تا رسیدن به مقصود

  • آرزوهای بزرگ

    کتاب آرزوهای بزرگ

    روایتی از سختی‌ها و رنج‌هایی است که هر انسانی ممکن است در طول زندگی خود با آن‌ها مواجه شود. مشکلاتی که حتی ممکن است انسان را از ارزش‌ها و شرافت وجودی او دور کند.

×

منوی سایت

11
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x