. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود رمان سرزمین من و نامداران

انتشار توسط نگاه
15 فوریه 2019

نام رمان : سرزمین من و نامداران (جلد پنجم آینه ی زمان)

نویسنده : Fatima Eqb کاربر انجمن نگاه دانلود

ویراستاران : zahra 380 ، Atlas 1998 ، Zahraツ

تعداد صفحات کتاب : 2258 صفحه ی جار ، 478 صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/214663/

تعداد دانلود : 12,045

مطالعه/دانلود کتاب
دانلود رمان سرزمین من و نامداران
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

دانلود رمان سرزمین من و نامداران دانلود رمان سرزمین من و نامداران این رمان در ادامه رمان «آینه زمان» است؛...

دانلود رمان سرزمین من و نامداران

دانلود رمان سرزمین من و نامداران

این رمان در ادامه رمان «آینه زمان» است؛ البته با نامی دیگر. در این رمان، شما نه فقط با

رویدادهای تاریخی، بلکه با نامداران علم و ادب و هنر نیز آشنا می‌شوید. ماجرا از جایی شروع

می‌شود که پریا، دخترعموی نارسیس، برای ادامه تحصیل به شیراز می‌آید و با رفتن به یک خانه

متروک و مرموز، باعث به‌وجود آمدن اتفاق غیرمنتظره‌ای می‌شود. در کنار پریا و حادثه آفرینی‌هایش،

باز هم پای مجید و خانواده‌اش به میان می‌آید و دوباره آرامش را از این خانواده می‌گیرد. این‌بار دیگر

خبری از آینه نیست؛ بلکه سفر به زمان با وسیله‌ای دیگر است و سفر بچه‌ها به دوران ایران بعد

از اسلام است که اگر می‌خواهید بدانید چه حوادثی پیش می‌آید، بهتر است که خودتان بخوانید.

 

دانلود رمان سرزمین من و نامداران

دانلود رمان سرزمین من و نامداران

جلد اول دانلود رمان آینه زمان: دختر گمشده تاریخ

حلد دوم دانلود رمان آینه زمان: فرزند خورشید

جلد سوم  دانلود رمان آینه زمان: شاهزاده پارت 

جلد چهارم دانلود رمان آینه زمان: ظهور و سقوط

در مجموعه قبل خواندید:

ماجرا از آنجایی شروع شد که دو پسرخاله به‌ نام‌های مجید و آرش که هر

دو در دانشگاه شیراز در رشته تاریخ تحصیل می‌کردند، به یک عتیقه‌فروشی رفتند. در آنجا آینه‌ای با

قدمت تاریخی پیدا کردند. پیرمردی که صاحب آنجا بود، آن آینه را به آرش فروخت. بچه‌ها بعد از اینکه

آینه را به خانه بردند، متوجه شدند که این، یک آینه معمولی نیست و رازی در آن نهفته است. با

کمک محبوبه، خواهر مجید که دانشجوی دکترای باستان‌شناسی بود، توانستند رمز آینه را پیدا کنند.

کمی بعد از پیداشدن رمز، آینه به‌طرز عجیبی مواج شد و دختری از دوران عیلام باستان از درون آینه

بیرون آمد. دختری به نام نانارسین که یک شاهزاده عیلامی بود. بچه‌ها مدتی با شاهدخت عیلامی

سرگرم بودند تا اینکه متوجه شدند یکی از قابلیت‌های آینه این است که با آن می‌توانند به دوران‌های

گذشته سفر کنند؛ بنابراین آن‌ها به همراه نانارسین به دوره‌های هخامنشی، ساسانی و عیلامی

سفر کردند. بعد از بازگشت از سفر، آینه ناپدید شد. دوسال بعد از ماجرای آینه، زمانی که بچه‌ها

تاحدودی آینه را فراموش کرده بودند، در شهر همدان در نزدیکی شهر باستانی اکباتان، آینه به

صورت دخمه‌ای ظاهر شد و از درون آن کوروش کبیر بیرون آمد. این‌بار مجید به همراه نامزدش

نارسیس، کوروش را پیدا کردند. کمی بعد، پدر و مادر کوروش که در جست‌وجوی او بودند، از

طریق همان دخمه وارد این دوره شدند. خانواده مجید این‌بار هم میزبان مهمانان تاریخیشان بودند.

بچه‌ها به همراه کوروش و والدینش برای بار دوم سفر تاریخیشان را شروع کردند؛ اما این‌بار

نارسیس، نامزد مجید و اردوان، شوهر محبوبه نیز همراهیشان کردند. آن‌ها به دوران هخامنشیان

رفتند و با بزرگان آن دوره از جمله داریوش کبیر، ملاقات کردند. پس از بازگشت از سفر، آینه

مجدداً ناپدید شد. سه سال بعد، اردوان برای مأموریتی به شهر بم اعزام شد. در آنجا همان

پیرمرد مرموز با اردوان ملاقات کرد و آینه‌ای به او داد. پس از اینکه اردوان به شیراز بازگشت

و آینه را به همه نشان داد، مجید و محبوبه آینه را شناختند؛ چون این همان آینه مرموز بود.

این‌بار رمز آینه توسط نارسیس کشف شد و شاهزاده‌ای به نام ونون یکم که یکی از

شاهزادگان اشکانی بود، ظاهر شد. با آمدن شاهزاده ونون، بچه‌ها برای بار سوم سفر

به گذشته را تجربه کردند و این‌بار تمام اعضای خانواده وارد ماجرای آینه شدند. دیدار با

شاهان اشکانی و کشف راز شاهزاده پارت، ماجرایی بود که گذشت؛ اما برخلاف سفرهای

قبلی که آینه ناپدید می‌شد، این‌بار آینه نه‌تنها ناپدید نشد، بلکه همواره مواج بود. تا اینکه

کمی بعد مرد جوانی به نام باربد، خنیاگر مخصوص خسروپرویز، وارد خانواده مجید شد.

با آمدن باربد، بچه‌ها برای بار چهارم به گذشته سفر کردند‌. در سفر آخرشان به ایران

باستان، با شاهان و شاهزادگان معروف، خسرو و شیرین و عجایب دوران ساسانی

آشنا شدند و همچنین از نزدیک فتح ایران توسط اعراب و پایان سلسله ساسانی را دیدند.

بعد از آنکه بچه‌ها شتابان از سفر برگشتند، مجید مجبور شد آینه را بشکند. شکستن آینه

به نوعی به این ماجرای مرموز خاتمه داد.

پیشنهاد : دانلود رمان گلاب و چای قرمز | سما جم کاربر انجمن نگاه دانلود

اما آیا پایان این ماجرا به شکستن آینه ختم شد؟ باید ببینیم بچه‌ها این‌بار چه ماجراهایی در

پیش دارند. در این مجموعه سعی می‌شود تا شما عزیزان با رویدادهای تلخ تاریخی کمتر آشنا

شوید و بیشتر با نامداران عرصه علم و ادب و هنر نیز آشنا شوید. پس همه با هم دوباره به

ملاقات خانواده آقای عزیزی می‌رویم.
خانواده آقای عزیزی دیگر بزرگ‌تر از قبل شده بود؛ محبوبه و اردوان صاحب یک پسر سه‌ساله

به‌ نام باربد بودند و مجید و نارسیس هم دو دختر و پسر دوقلو به‌نام‌های ایران و جاوید داشتند‌؛

آن‌ها تازه دو ساله شده بودند. جاوید بر‌خلاف پدرش که در بچگی بسیار شرّ و شیطان بود،

پسر نسبتاً آرامی بود؛ ولی گاهی اوقات حرف‌هایی می‌زد که باعث خنده همه می‌شد. اما

برعکسِ جاوید، ایران دختری بسیار بانمک و شیطان بود و باربد و جاوید، از او حسابی می‌ترسیدند.

خصوصاً باربد که مانند پدر و مادرش باادب، مهربان و آرام بود و ایران بیشتر اوقات باربد را به‌خاطر

همین مظلومیتش کتک می‌زد. خلاصه، صفا و صمیمیت در این خانواده بیشتر از قبل شده بود.
اما زندگی آرش با بقیه فرق داشت؛ آرش دو سال بعد از آخرین سفرشان، به علت اختلافات

زیادی که با همسرش، پریدخت، داشت؛ تصمیم گرفت که توافقی جدا شوند. آرش بعد از طلاق،

از تهران به شیراز رفت و ساکن آنجا شد. در دانشگاه شیراز تدریس می‌کرد و خانه‌ای هم در

نزدیکی خانه خاله‌اش خریده بود و تنها زندگی می‌کرد. البته مجید هرروز به آرش سر می‌زد و

گاهی اوقات هم خودش به دیدن آن‌ها می‌رفت. آرش، بودن در کنار خانواده خاله‌اش را خیلی

دوست داشت. بچه‌های مجید و محبوبه هم آرش را عمو صدا می‌زدند و او را خیلی دوست

داشتند؛ چون آرش هربار که به دیدن آن‌ها می‌رفت، برای بچه‌ها اسباب‌بازی می‌برد. آرش

به‌ قدری به بچه‌ها علاقه داشت که اگر یک روز آن‌ها را نمی‌دید، دل‌تنگشان می‌شد.
مجید دیگر آن مجید سابق نبود؛ به‌خاطر بچه‌هایش خرید هر‌نوع ترقه و یا وسایل شوخی

خطرناک را کنار گذاشته بود. روزها از سرکار که برمی‌گشت، تمام‌وقت در اختیار همسر

و فرزندانش بود و تا آخر شب با بچه‌هایش بازی می‌کرد و شاد بودند. بهتر است دیگر

توضیح ندهم و خودتان بخوانید.

3.6 12 votes
Article Rating

پرسش و پاسخ، نظر

اشتراک در
اطلاع از
guest
65 Comments
جدید ترین
قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
Inline Feedbacks
View all comments
Pari

سلام قسمت ۶ اومده؟

سمیرا

سلام نخیر

elhamsabouri

سلام چرا ادامه سرزمین من و نامداران نیست؟میشه لطفا لینکشو بدید؟

سمیرا

به انجمن مراجعه کنید

Pari

من هر چی میگردم نیست ادامش
قسمت ۶ چطور پیدا کنم؟

Last edited 1 ماه قدیمی by Pari
سمیرا

میتونید مراجعه کنید به انجمن با خود نویسنده حرف بزنید

z.eslami

سلام خییلی رمان قشنگیه، میشه لینک جلد دومشو که میگین در حال تایپه بزارین! من هرچی توی انجمن گشتم پیداش نکردم اون لینک قبلی هم که اصلا باز نمیشه

سمیرا

سلام اینم لینکش https://negahdll2.ir/threads/283390/

matina

چرا هیچ کدوم از جلدهای رمان آینه زمان توی انجمن نیست؟

سمیرا

همه رمانها تو انجمن هست اگه نیمتونید پیدا کنید اززمدیران کمک بخواید

لیلی

رمان های بسیار خوبی بودن هرجلد ازجلد قبل جالب تر و پخته ترمیشد.کلی اطلاعات تاریخی بهمون اضافه شد شخصیت مجید بسیارجالبههه.جلدهای اول نثرشون پختگی کامل رو نداشت اما با هرجلدبعد نثرقوی ترمیشداونقدر زیبابود که دوست نداشتم تموم بشه تشکرر و دست مریزاد ویژه به خاطرقلمتون

artemi

خیلی وقته منتظرشم اگه قرار نیست بیاد یا پشیمون شدن نویسنده بگین … در ضمن لطفا از طرف من ب نویسنده بگین عاشق رمانشم و همینطور شخصیت مجید:) همینجوری ادامه بدن ب شدت طرفدار رمانشونم:)))

سمیرا

در انجمن دارند تایپ میکنند میتویند از اونجا دنبال کنید هر وقت تموم بشه برای دانلود میاد

afsoon

چرا لینک بقیه جلد ها نیست؟

سمیرا

سرچ بزنید میاره

Fatemeh

لینک دانلود مشکل داره

Neda

لینک دانلودش کو

Hamid.m

سلام خسته نباشی ازنویسنده رمان نقدیرتشکر میکنم اززحمات شما من خیلی وقته منتظر جلد ششم هستم یا به عبارتی بگم منتظر جلد دوم رمان سرزمین من ونامداران هستم لطفا جلد بعدی این رمان کی انتشار میشه پاسخ بدین ممنونم ازشما منتظر پاسخ شما هستم مرسی.

avan

واقعا رمان عالیی بود فقط من از یه جاش بدم اومد من خودم عاشق حسن صباحم اما تا جایی که من میدونم حسن صباح هیچوقت از قلعه خارج نشد تنها نقطه ضعف رمان این بود ولی در کل عالیی بود دست خوش

Baran Smily

من نمی تونم فایل pdf رو دانلود کنم
میشه بررسی کنید

حدیث

باسلام لینک ها مشکل داره امکان دانلود وجود نداره

FatemeH

واسه منم لینک دانلود وجود نداره

Hamid.m

تا بحال شاید بیش از۷۰۰تا رمان خوندم در موضوعات مختلف ازطنز وجنایی معمایی وترستاک وغیره ولی هیچکدوم به اندازه این رمان تاریخی برام تاثبرگذار نبود به جرات میتونم بگم ازجلد اول تا این جلد شاید ۷بارمرورکردم وهردفعه علاقه بیشتری پیدامیکنم به خوندن این رمان تاریخی دستخوش به نویسندش واقعا دستخوش داره ومتتظر جلد دوم سرزمین من ونامدارن ادامه جلد این رمان هستم بی صبرانه

Hamid.m

فقط یه جمله میتونم بگم واقعا عالی خیلی خیلی عالی

والیبالیست

تنها اثر تاریخی طنزی ک خوندم و بعدش با لقب لوس بی مزه پرتش نکردم اون طرف!
میشه لطفا یوزر نویسنده توی انجمن رو بدید؟

FATEMEH_R
Negin

وای عالی بود دوبار خوندمش سیر نمیشم باز تاریخ زندیه رو هم بنویس تورو خدا

Mahbobeh

عالی بود میشه زودتر جلد ششم رو بزارید

سحر

خیلی عالی بود مخصوصا جلد اول و جلد پنجم . کی ادامه ی جلد پنج رو میذارین ؟؟

Tihoo

عالی بود من که علاقمند به تاریخ شدم فقط جلد دومش کی میاد؟؟؟ یعنی پی دی افشو میگم

Zahra

عالییی بوددد عالیییی
اداامش وکی میزارین؟

FATEMEH_R

سلام
جلد دوم در انجمن در حال تایپه اینم لینکش
http://forum.negahdl.com/threads/283390/

Samaneh.J

به نظر من نقطه قوت رمان هاى تاریخى شما این هست که شما تاریخ رو با قلم طنز در یک کتاب قرار دادین( چون اینکار خلاقیت زیادى مى خواد)و این باعث میشه ادمى مثل من که از تاریخ فرارى ترغیب بشه بیاد رمان شما رو بخونه. واقعا براى اولین بار بود که یه مطلب تاریخى میخونم و ازش دل زده نمیشم. همچنین صمیمیت و وابستگى که این خانواده داشت واقعا دلنشین بود. نمک رمانتون هم مجید بود که شیطنتاش واقعا جالب و خنده دار بود اما لوس نه. امیدوارم با همین قلم این مجموعه رو ادامه بدین من خیلى مشتاقم… ادامه مطلب »

Yeganeh.S

خیییییلی باحال بود
واااااای مجــید و چنگیزخان

Yeganeh.S

عــــالی

Yeganeh.S

خیلی قشنگ

Ghazal

سلام
واقعا رمان خیلی خوبی بود و من عاشقش شدم
فقط ای کاش میشد روزی برسه که اونایی که کتاب درسی مینویسن بفهمن ما اول باید فرهنگ کشور خودمون رو یاد بگیریم و بعد مطالب بقیه کشور ها…
امیدوارم روزی بتونم کتاب هایی درسی روتا حد زیادی به فرهنگ خودمون برگردونم….!

Fateme77

وااای عالیه تبریک میگم به این نویسنده خلاق بابت اثرهای عالیش.بی صبرانه منتظرم ادامشو بزاری

Ftm

واییییی عالییی بودد بی صبرانه منتظرم که ادامشو بخونم پس کی ادامش میاد؟

niloo

چرررررررررا نصفه بود؟:/ ادامش چی پس

Leyli

عالی بود امیدوارم جلد ششم رو هم بنویسه

foruzan

واقعا افرین میگم به این نویسنده با ذوق و خلاق، من به تاریخ اصلا علاقه نداشتم ولی بعد از خوندن رمان های این نویسنده با استعداد علاقه پیدا کردم و باید بگم واقعا لذت بردم، ممنون از اینکه تاریخ کشورمونو انقدر ساده و زیبا به ما نشون میدی و امیدوارم همینطور به نوشتن ادامه بدی

حامد

نویسنده خوبی بود

حامد

جالب بود

N.Hakhamanesh

اینم بگم همنشینی با شخصیتای بزرگی مثل خواجه نصیرالدین توسی ابن سینا و به خصوص حافظ و سعدی و فردوسی که ارادت خیلی زیادی بهشون دارم از طریق شخصیتای داستان واقعا بهم چسبید:)حس کردم واقعا پیششونم و برام خیلی لذت بخش بود:)
بازم ممنون:)

N.Hakhamanesh

سلام تشکر میکنم از نویسنده عزیز این داستان:)
من عاشق تاریخم و با رماناتون بیشترم عاشقش شدم:)این قسمت واقعا جالب بود چون قبلا طرفدار سریال جودا و اکبر بودم:)خیلی چیزا از کتاباتون یاد گرفتم و بابتش واقعا ازتون ممنونم:)

Narsissya

وای وای وای مجیدددددددد دلبندم چندین بار مجموعه ی ایینه زمانو خوندم خدا کنه تو اینم مجید باشه برای من شیراز معنی مجید و کلم پلو گرفته

Azi

خسته نباشید نویسنده عزیز عالی بود

hadissalehi

قلمتون و داستانتون فوق العاده ستتتتتتتت منی که عاشق تاریخم با خوندن این رمان صد برابر بیشتر عاشق تاریخ شدم واقعااااا یکی از بهترین رمانایی که تو کل عمرم خوندم
خسته نباشید جانانه به نویسنده ، بی صبرانه منتظر جلد بعدی هستم

Sabrina

من جلد های قبلی رو خوندم اما خیلی یادم نیست این ربطی به قبلیا داره؟

نرگس

سلـــــــــــام خسته نباشید خیلییییییییییی قشنگبود
بدون اغراق میتونم بگم یکی از بهترین کتاباییه کهخوندم
بی صبرانه محتاج جلد بعدی هستم

مهسا

عالی بود فاطیمای عزیز.بی صبرانه منتظر جلد بعدی هستم

سمانه

سلام. لطفا فایل های رمان ها رو درست کنید الان خیلی وقته هر رمان پی دی افی که دانلود می کنم مشکل داره و تک کلمه ای باز می شه دیگه خسته شدم .لطفا درستش کنید

فاطمه تاجیکی

سلام فایل ها چک شدن مشکلی ندارن!

Black diamond

عالی عالی عالی من جلدای قبلی کتابو حداقل هر کدومو ۲ بار خوندم واقعا خسته نباشید این جلدم عالی بود
هر چی بگم کم گفتم منتظر جلد بعدی هستیم

Maryam.B27

خسته نباشید عالی بود

Fatemeh-D

بالأخره اومــــــــــــــــــــــــــــــــد!
خسته نباشید فاطیما خانم! اثرتون فوق العاده است!
منتظر جلد شیش هستیم و همراهیتون می کنیم 🙂

F@EZEH

خسته نباشی عزیزدلم
این جلد هم مثل جلد های دیگه رمانت واقعا عالی بود
به همه توصیه می کنم که این جلد و جلد های قبل رو بخونن
موفق باشی همیشه فاطیماجان قلمت مانا

س.زارعپور

خیلی خیلی ممنون بابت زحمتی ک برای این کتاب زیبا کشیدید.
رمان بسیار زیبا و پر محتواییه.
به امید کارهای دیگر از شما:)

amin

دوستان به همه پیشنهاد میکنم بخونن رمان عالی هستش.ممنون بابت رمان خوبتون

مهسا

سلام من رمانهای قبلی رو خوندم فوق العاده بودن رمان جدیدتونو تازه میخوام بخونم و مطمئنم مثل بقیه رماناتون عالیه

mahaflaki

خسته نباشید فاطیما بانو
مثل همیشه عالی و بی نظیر بود.
به امید روزی که تاریخ سرزمینمون دوباره در ذهن و قلب مردم زنده و جاوید بشه 🙂

آخرین کتابها

  • رمان ناقوس مرگ

    داستان کوتاه ناقوس مرگ

    مجموعه داستان کوتاه ناقوس مرگ روایتی از قتل هایی هست که در مکان مختلف اتفاق میوفته. این مجموعه باری کسانی…

  • رمان هجده سالگی

    رمان هجده سالگی

    رمان هجده سالگی در مورد حس زیباترین نگاه انسانها به زندگی و دوران شکل گیری هویت است. این رمان در…

  • رمان رسوخ دل

    دانلود رمان رسوخ دل

    دانلود رمان رسوخ دل خلاصه: همه چیز از همون روز خاص شروع شد. روزی که مفروض به فراموشی بود. مجیر…

  • داستان کوتاه فلق

    دانلود داستان کوتاه فلق ویژه نگاه دانلود

    داستان کوتاه فلق داستان کوتاه فلق ویژه نگاه دانلود خلاصه: داستان روایتگر درددل‌های زنی روستایی با خود و خدای خوده؛ زنی…

  • رمان يانار

    دانلود رمان یانار ویژه نگاه دانلود

    دانلود رمان یانار ویژه نگاه دانلود دانلود رمان یانار ویژه نگاه دانلود خلاصه: دخترانى که با هزار امید ازدواج مى…

  • رمان کوتاه از نسل ماهی‌ها

    رمان کوتاه از نسل ماهی‌ها

    رمان کوتاه از نسل ماهی‌ها خلاصه:ماهی، مبتلا به لوسمیِ حاد*، به بیان خاطرات تلخ و شیرین زندگی‌اش می‌پردازد؛ از عاشق‌شدنش…

×

منوی سایت

65
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x