. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

رمان حکومت بر مرداب

انتشار توسط نگاه
9 دسامبر 2018

نام رمان : حکومت بر مرداب

نویسنده : zhila.h

ژانر : عاشقانه. پلیسی

سطح رمان : معمولی

ویراستاران : @فاطمه صفارزاده

تعداد صفحات کتاب : 137 صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود

تعداد دانلود : 24,393

مطالعه/دانلود کتاب
رمان حکومت بر مرداب
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

حکومت بر مرداب رمانی عاشقانه پلیسی است که نتیجه یک تصمیم در چهار سال قبل را به تصویر می کشد 

حکومت بر مرداب رمانی عاشقانه پلیسی است که نتیجه یک تصمیم در چهار سال قبل را به تصویر می کشد

رمان حکومت بر مرداب

رمان حکومت بر مرداب

خلاصه:

چهار سال، همه چیز به چهار سال پیش ختم می شود ‌. چهار سالی که بزرگترین اتفاقات زندگی‌ام

افتاد و باتلاقی ساختم که هر روز بیشتر و بیشتر در آن غرق می‌شدم و دست و پا می‌زدم.

باتلاقی که ناخواسته ساخته شد ، با کمک یک نفر به ظاهر کمک و حالا وقت انتقام است.

وقت اثبات کردن آراس، آراس واقعی.

.

قسمتی از رمان :

بغض مغرورانه در گلویم رخنه کرده و صدایم را می‌خراشد، خسته‌ام. انگار باید فکر شانه‌های

جدیدی باشم. شانه‌هایم تاب تحمل درد‌هایم را ندارند. درد‌هایم مدت‌هاست سرریز می‌شوند.

کم آورده‌ام به اندازه‌ی تمام نداشتن‌هایم کم آورده‌ام و عجیب خودم را بیشتر از هر چیز دیگری

کم آورده‌ام، من تنها سهمم را می‌خواستم.

بی‌رخوت تنم را تکانی می‌دهم. پالتوی بلند و مشکی‌رنگم، هر از گاهی آزارم می‌دهد. برای

این جسم تنگ است؛ اما روحم مهم‌تر است. ابهتم را چند برابر می‌کند.
همین کافی است. هیچ‌کس به نقاب سرسختانه‌ی پر از غرورم شک نمی‌کند. از باغ که می‌گذرم

چندین نفر مقابلم خم و راست می‌شوند، اهمیتی نمی‌دهم و مثل همیشه بی‌تفاوت از کنارشان

رد می‌شوم. کامم امروز تلخ‌تر از همیشه است. این راحتی فارک هم فهمیده، سگ مشکی

باوفایم گوشه‌ای ایستاده و نزدیکم نمی‌آید. این حیوان زبان بسته بیشتر از این آدم‌ها می‌فهمد،

وقتی گرفته‌ام نباید سمتم بیایند. پوزخند همیشگی روی لب‌هایم پر رنگ‌تر می‌شوند. یاد

حرف پدرم می‌افتم که با دیدن پوزخند‌هایم می‌گفت :

_ تو همیشه طلبکاری، حتی اگه ملک سلیمونم بهت بدن بازم این پوزخندت رو داری .

ثانیه‌ای سر جایم مکث می‌کنم و متوقف می‌شوم. چشم‌های دردناکم را مدتی به هم

می‌فشارم و بعد به راهم ادامه می‌دهم. عمارت بزرگی است، اما هنوز یک جای کار می‌لنگد.

حفره‌ی خالی در قلبم انگار قصد پر شدن ندارد .

4.3 3 votes
Article Rating

پرسش و پاسخ، نظر

اشتراک در
اطلاع از
guest
30 Comments
جدید ترین
قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
Inline Feedbacks
View all comments
سارا

چرا لینک دانلود نداره پس؟چرا نمیتونم هیچ رمانی دانلود کنم؟

sara0413

نویسنده ی عزیز خسته نباشید… رمانتون رو خوندم و باید بگم که موضوع جالب و جدیدی داشت… با این حال احساس میکنم که هنوز جای پیشرفت زیادی در شما دیده میشه… از یه بخش هایی واقعا سرسری گذشته بودید و گذر زمان رو خوب نشون نداده بودید… تشریح زیاد لباس و محیط شاید گاهی اوقات خسته کننده باشه اما از توضیح اتفاقات و کار هایی که شخصیت ها انجام میدن اصلا نباید غافل شد حتی اگه یه مسئله ی جزئی به نظر بیاد… گاهی وقتا سیر وقایع رو گم میکردم و یهو می دیدم از یه جا رفتن یه جا… ادامه مطلب »

Mry

رمات خوبی بود
مرسی از نویسنده عزیز

Blue moon

قلمت زیباست ژیلا بانو حتی اگه اولین کارت باشه.آدم رو جذب میکنه.من ک خوشم اومد و به بقیه هم پیشنهادش میدم.موفق باشی

Zhila

با سلام خدمت همه ی کسانی که الان توی این صفحه هستن و این رمان رو می خوان دانلود کنند. من ژیلا. ح هستم نویسنده ی این رمان. اول از همه از کسانی که فکر می کنن بهشون توهین شده یا بالحن بدی بهشون پاسخ داده شده صمیمیانه عذر خواهی می کنم. ببینین عزیزان هر رمان حداقل ی ماه وقت می بره نوشتنش. یکم حق بدین اول ادم یکم دلگیر بشه . و این رمان اولین تجربه ی من بوده، درست می گین نویسنده باید انتقاد پذیر باشه و من اعلام می کنم که اشتباه کردم و از همه این… ادامه مطلب »

Farshid

خوشحالم که بالاخره پی بردین. با این جواب حتما رمانتونو میخونم

Farshid

من نظرات رو قبل این که بخوام یه رمان رو بخونم دنبال میکنم. متاسفانه دیدم که نویسنده اصلا انتقاد پذیر نیستن و یه جورایی به هر کسی که نقد منفی کرده پریدن. برا همون رمان رو نمیخونم. نویسنده ای که انتقاد پذیر نباشه برا جبران کاستی ها و ایرادات رمانش تا بتونه تو رمان بعدی جبران کنه به نظر من نویسنده موفقی نخواهد بود.
میتونین به من هم بپرین

pandaw

خسته نباشید واقعا.من از قلمتون خیلی خوشم اومد ک خیلی آدم رو به خوندن رمان جذب میکنه. من از این رمان خیلی خوشم میاد یکیش به این دلیل که راوی مرد بود. و دیگری ماجرایی که با وجود پیچیدگی ک داشت جمع و جور بود و زیاد کشش نداده بودین.همین منو یاد فیلم های سینمایی ایرانی انداخت^_^ اما با پایان خوش،البته!
و در آخر … قلم خوبتون لایق بهترین رمانها ست♥
موفق باشیــــــــــــن!

Zhila

ممنونم عزیز دلم. این لطف شما رو می رسونه خوشحالم خوشتون اومده

مبینا

سلام خسته نباشید با احترامی که به نویسنده دارم متاسفانه روحیه انتقاد پذیریو ندارن واین یه نقطعه ضعفه برای یه نویسنده از نظر من رمان ننویسی خیلی سنگین تری گلممم

Zhila

با تمام احترامی که برات قائلم یکی رو نشناخته قضاوت نکنی سنگین تری‌گلم.
همه می دونن که چقدر نقد برای من مهمه و لازم هم نمی بینم به شما توضیح بدم. چیزی که واضحه نیاز به توضیح نداره‌ می تونین از کسایی که رمان فرمول خاص رو می خونن بپرسین.

مهدیهM

خسته نباشی گلم.

فندق

خوب اول که سلام
شطوریت؟؟
اسمه رمان خیلی باحاله
خسته نباشی♥♥♥♥♥♥♥

...Zh

ممنونم عزیزم
خوشحالم می کنی اگه خوندی نظرتو هم بزاری امیدوارم دوس داشته باشی : )

...Zh

لطفا بعد از خوندن دیدگاه بزارین و نویسنده رو بیشتر راهنمایی کنین : )

Zhila

ممنون ازتون sky
بله درسته
می خواستن غافلگیری غیر قابل تصور باشه برای همین ناگهانی اخرشو عوض کردم . در واقع قرار بود پلیس باشه.
خوشحالم که خوشتون اومده و واقعا برام ارزشمنده .
پایدار و مانا باشید

Zhila

پایانش خوبه

گندم

پایانش خوبه یا بد تموم میشه؟

Sky

سلام داستان خیلی جالبی داشت این رمان واقعا خسته نباشیدفقط از نظر من کاش شخصیت قاضی یه دختر دیگه بود نه اون ارنیکا و با ورود یک فرد جدید در جایگاه قاضی و عشق اونجوری اتفاق می افتاد اینطوری داستان جذابتر میشد.
ممنون خسته نباشید.

ژیلا

عزیزم شما انگلستان بودی ؟
لابد اطلاعاتی داشتم ک نوشتم گلم .

ستاره

سلام نویسنده عزیز بنده هم انگلستان تشریف نداشتم،اما وقتی در داستان به بیابان وسط انگلستان اشاره کردید،کنجکاو شدم و در موردش تحقیق کردم. تنها بیابان انگلستان (کلا بریتانیا) منطقه ای به اسم dungeness هست که در نوار ساحلی جنوب شرقی انگلستان قرار دارد. این منطقه مساحت کمی دارد -از داستان اینگونه برداشت میشد که مساحتی به بزرگی دشت کویر دارد و آراسِ ارنیکا به دوش هرچه میرود به انتهای این بیابان لم یزرع نمی رسد- و خالی از سکنه نیست و جمعیت پراکنده ای دارد. متوسط دمای این منطقه در تابستان از ۲۰ درجه سانتیگراد تجاوز نکرده و متوسط بارش… ادامه مطلب »

...Zh

نظر شماست نظرتون نسبتا محترمه خوددانین مجبور نیستین بخونین با این همه سخت گیری های نگاه دانلود نظر شما کاملا نا انصافانه و نا عادلانه است و باز هم نظر شماست و من ترجیح می دم به نطزاتی اهمیت بدم که دوست داشتن این رمان ر‌و دفعه ی یعد رمان سفارش بدین براتون بنویسن ک مطابق علاقتون باشه . منم قصد توهین ندارم .یعنی واقعا انقدر… شما نخودین ادامه اش رو و همون بهتر با این عقایدتون ادامه اش رو نخوندین . اتفاقا ارنیکا شخصیتی کاملا جدی داره که در اخر معلوم می شه. به هر حال مهم نیست .… ادامه مطلب »

پاشایی

لحن بیانتون در مقابل انتقادات خیلی تنده
اگر قرار باشه نظرات منفی گذاشته نشه خوب کلا بخش نظرات حذف بشه بهتره

F.sh.76

داستان زیبایی بود 🙂
شاید صحیح باشه حرف دوست عزیز” موضوع کلی به داستان شاین و کریس نزدیک بود”؛ اما فقط نزدیک بود!
کاملا مشخصه نویسنده روی تک تک جملاتش صبور و نکته بین بوده
بالاخره داستانها در ژانرهای یکی؛ شباهت هایی بهم دارن.
جذاب و به جا بود.. به امید اثری نو عزیزم
موفق و شاد باشی ژیلا جان♡

ژیلا

شاین و کریسی ک می گین رو تابه حال نشنیدم
کاش اسم رمان رو یادتون بود ک می خوندم و ببرسی می کردم ببینم چقد طبق گفتتون صحت داره .
این رمان کاملا ساخته ی ذهن خودم بوده و هیچ قسمتیش حتی از جایی الگو برداری نشده
و تمام متن ها از جمله شعر و متن های ادبی جز شعر مست و هشیار به نوشته ی خودم بوده .
با تشکر از نظر و وقتی ک گذاشتین دوست عزیز

grey

شاین و کریس تو رمان گناهکار بی گناه بودن کریس هم اسم کاملش کریستاله و شایان

...Zh

من اطلاعی نداشتم حقیقتا

Parvaze

رمان خوبی بود. اگرچه به شدت شبیه یک رمان دیگه بود که قهرمانانش شاین و کریس بودند. اسم اون رمان یادم نیست. در کل جدید بود. حداقل از مامانی و بابایی خبری نبود. از ست کردن شلوار گلی گلی بنفش با مانتوی نارنجی و رژ لب قرمز هم خبری نبود. مرسی از نویسنده عزیز.

Samiye

سلام .کسی این رمانو نخونده؟

آخرین کتابها

  • رمان قلندر بی خواب

    رمان قلندر بی ‌خواب

    یک رمان عاشقانه و تراژدی با چاشنی اتفاقات پلیسی و جنایی، داستان به یک فلش مموری خاص و سرنوشت افرادی که خواسته و ناخواسته درگیر ماجرا شدند می‌پردازد

  • کتاب داش آکل

    کتاب داش آکل

    صادق هدایت در این کتاب نشان می‎دهد که هنوز جوانمردی نمادی از انسانیت فراموش شده روزگار به حساب می آید، ولی شخصیت اصلی داستان سخت به آن پایبند است.

  • ترجمه داستان مامی

    ترجمه داستان مامی

    ترجمه داستان مامی داستانی کوتاه به نویسندگی Anne Nowlin است یک داستان ادبی مربوط به کودکی ده ساله و واقعیت های زندگی اش در شبی پر اتفاق

  • سه قطره خون

    کتاب سه قطره خون

    اثری ماندگار از صادق هدایت روایتگر افراد مختلفی است که گرفتار هنجارها و ناهنجاری‌های جتماعی شده‌اند و از محیط اطراف خود در رنج و عذاب هستند.

  • رمان برای سیمین

    رمان برای سیمین

    رمان برای سیمین روایت یک گذشته پر از اتفاقات و رازهای بزرگ است به دنبال پیدا کردن یک گمشده باید دید چه حوادثی در انتظار است تا رسیدن به مقصود

  • آرزوهای بزرگ

    کتاب آرزوهای بزرگ

    روایتی از سختی‌ها و رنج‌هایی است که هر انسانی ممکن است در طول زندگی خود با آن‌ها مواجه شود. مشکلاتی که حتی ممکن است انسان را از ارزش‌ها و شرافت وجودی او دور کند.

×

منوی سایت

30
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x