. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

توضیح تصویر

رمان به من یه فرصت بده

انتشار توسط نگاه
۱۸ مرداد ۱۳۹۸

نام رمان : به من یه فرصت بده

نویسنده : khorshiid

ژانر : عاشقانه

سطح رمان : معمولی

ویراستاران : ریحانه سادات

تعداد صفحات کتاب : 81 صفحه پی دی اف

منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود

تعداد دانلود : 28,207

مطالعه/دانلود کتاب
رمان به من فرصت بده
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

رمان فرصت بده حکایت فرصت هایی هست که از دست رفته و برای دوباره برگشتن زمانی نمانده. فرصت دوباره ای که شاید هیچ وقت دوباره داده نشود...

رمان به من یه فرصت بده حکایت فرصت هایی هست که از دست رفته و برای دوباره برگشتن زمانی نمانده.

فرصت دوباره ای که شاید هیچ وقت دوباره داده نشود…

رمان به من یه فرصت بده

رمان به من یه فرصت بده

خلاصه:

عذر می‌خواهی؟
اما الان کمی دیر نیست؟
کمی دیر نشده برای ترمیم قلب شکسته‌ام؟
ببینم! آیا می‌توانی تکه‌های قبرم را از آن باغ نفرین‌شده پیدا کنی؟
تو در آن شب نحس مرا شکستی، تحقیر کردی، مرا گدای عشق خواندی و حالا…
ببینم! درست متوجه شدم؟ تو حالا از من عشق گدایی می‌کنی؟
شاید باید زمان دوباره تکرار شود.
با این تفاوت که حالا من پادشاهم و تو سربازی به دنبال نگاه من.
شاید باید من آن کلمه‌ی نحس را به زبان بیاورم. «نمی‌خواهمت!»

قسمتی از متن رمان به من یه فرصت بده  :

نگاهم به دست‌بند تو دست‌هام افتاد. حالا واقعاً لازم بود این‌ها رو ببندید؟ دست‌هام زخم میشن. صدای غرش مردی از کنار گوشم اومد:
– اینجا چه غلطی می‌کنی؟
سرم رو بالا آوردم. به‌به! جناب سرتیز هم تشریف‌فرما شدن. اخمی کردم و گفتم:
– کی تو رو خبر کرد؟
نگاهش رو دست‌بند آهنی تو دستم نشست. اخم‌هاش تو هم رفت و گفت:
– چه غلطی کردی آوردنت؟
نگاهم رو بی‌حوصله به‌سمت دیگه‌ای چرخوندم و بی‌تفاوت گفتم:
– به تو چه!
زیرچشمی نگاهم به دست مشت‌شده‌ش نشست.
لبخندی کنج لبم نشست. حرص بخور عزیزم! واسه‌ت خوبه.

نگاهم به دست‌بند تو دست‌هام افتاد. حالا واقعاً لازم بود این‌ها رو ببندید؟ دست‌هام زخم میشن. صدای غرش مردی از کنار گوشم اومد:
– اینجا چه غلطی می‌کنی؟
سرم رو بالا آوردم. به‌به! جناب سرتیز هم تشریف‌فرما شدن. اخمی کردم و گفتم:
– کی تو رو خبر کرد؟
نگاهش رو دست‌بند آهنی تو دستم نشست. اخم‌هاش تو هم رفت و گفت:
– چه غلطی کردی آوردنت؟
نگاهم رو بی‌حوصله به‌سمت دیگه‌ای چرخوندم و بی‌تفاوت گفتم:
– به تو چه!
زیرچشمی نگاهم به دست مشت‌شده‌ش نشست.

پرسش و پاسخ، نظر

27 پاسخ به “رمان به من یه فرصت بده”

  1. Zahra گفت:

    سلام چرا هیچکدوم از رمانهاتون لینک دانلود نداره؟؟؟یا برا من نمیاره؟

  2. نصیری گفت:

    از سایت شما خیلی بیشتر انتظار داشتم،مثل تیتر روزنامه های زرد بی محتوا و بی انسجام،درسته که قراره به جوون ها فرصت بدید ولی نه به قیمت زیر سوال بردن اعتبار خودتون

  3. hosna گفت:

    سلام.من چرا هر فرمتی رو که برای دانلود میزنم میگه۴۰۴not found
    لطفا رسیدگی کنید.

  4. Ygane گفت:

    خیلی رمان سطحی و سرسری بود
    خوشم نیومد

  5. سحر گفت:

    apkمشکل داره

  6. محی گفت:

    سلام،لطفا در انتخاب رمان و گذاشتن اون در سایت دقت بیشتری ب خرج بدید،خیییلی وقته یک رمان خوب روی سایت نگذاشتین.در کمال احترام باید بگم سطح سایت با انتخاب اینجور کتاب ها خیلی پایین میاد،من چندین ساله ک مخاطب پر و پا قرص این سایت هستم نگاه جان،اما هیچ وقت ب اندازه این چند ماه اخیر نزول نداشته.با آرزوی موفقیت برای شما و تیم خوبتون

  7. Saharbano گفت:

    چرا جدیدا نسخهapkنصب نمیشه لطفا اپدیتشون کنید

  8. Elena19275 گفت:

    رمان خوب دیگ نمیزارین

  9. parnian گفت:

    خیلی رمان سطحی بود

  10. کوثر فیض‌بخش گفت:

    سلام. برای من فایل Apk رو باز نمی‌کنه.

  11. مینو گفت:

    سلام
    فایل apk اجرا نمیشه!!!

  12. aidinxxx گفت:

    سلام میشه زودتر رسیدگی کنید ب مشکلم

  13. دلارام گفت:

    قشنگ نبود

  14. MozhdehKL گفت:

    ایپک مشکل دااره

  15. MozhdehKL گفت:

    اینک مشکل داره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین کتابها

  • رمان از تجریش تا راه آهن

    رمان از تجریش تا راه آهن قصه ی تضاد ها ی دو قشر از جامعه است که هر دو زیر سقف آسمان و در یک شهر زندگی می کنند اما میان آنها فاصله بسیار است.

  • رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون، بوی سیب

    رمان عطر بارون،بوی سیب حکایت دختری است که پس از یک جدایی در تلاش برای مبارزه با مشکلات هست 

  • یادبود آخرین مرقومه

    رمان یادبود آخرین مرقومه

    این رمان در مورد صندوقچه ای هست که بعد از مادربزرگ به دست نوه‌اش می افتد و او حالا با اسراری مواجه هست که برایش دردسر درست میکنند

  • پایان‌نامه مقدونی

    داستان کوتاه پایان‌نامه مقدونی

    پایان نامه مقدونی توصیف زندگی که بخاطر افکار افراد قدم به مسیر اشتباهی گذاشته می‌شود

  • رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره

    رمان مینو سپنتا انگره رمانی است با ژانر تخیلی در مورد سرزمین ارواح و نجات یکی از شخصیت های رمان از این سرزمین است

  • رمان بچه‌های موسی

    رمان بچه‌های موسی

    رمان بچه‌های موسی رمانی اجتماعی و عاشقانه که زندگی یک خانواده ساده و پر جمعیت را به تصویر می کشد.

×

منوی سایت