. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

رمان بامداد و سی دقیقه

انتشار توسط نگاه
10 ژوئن 2018

نام رمان : بامداد و سی دقیقه

نویسنده : ghalamoo

ژانر : عاشقانه.جنایی

سطح رمان : معمولی

ویراستاران : @nilofar.gh و @lam.mim

تعداد صفحات کتاب : 511 پی دی اف

منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود

تعداد دانلود : 32,236

مطالعه/دانلود کتاب
رمان بامداد و سی دقیقه
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

این رمان درباره درگیری یک خانواده با یک پرونده قاچاق و اتفاقات حول آن است

این رمان درباره درگیری یک خانواده با یک پرونده قاچاق و اتفاقات حول آن است

رمان بامداد و سی دقیقه

رمان بامداد و سی دقیقه

خلاصه:

داستان در مورد دو برادر پلیس است که درگیر یک پرونده‌ی پیچیده‌ی قاچاق گازوئیل می‌شوند. در گیرودار حل پرونده، ماجراهایی پیش می‌آید و مشکل به زندگی شخصی آن‌ها کشیده می‌شود که طی همین ماجرا، یکی از اعضای خانواده مفقود می‌شود. آن‌ها در طول داستان سعی می‌کنند ربط ماجرا را به پرونده‌ی زیر دستشان پیدا کنند و مشکل را با کمک سروان جدیدی از دایره جنایی و خاله‌ی وکیلشان حل کنند.

.

قسمتی از داستان :

زندگی می‌گفت:
از هرچیز مقداری به جا می‌ماند؛
دانه‌های قهوه در شیشه
چند سیگار در پاکت
و کمی درد در آدمی.
«تورگوت اویار»
***
– آقای دکتر بهروزی به اورژانس… آقای دکتر بهروزی به اورژانس.
یک دکتر جوان با سرعت از کنارم رد می‌شود. حدس این‌ که همان دکتر بهروزی پیج شده باشد چندان سخت نیست.

به‌خاطر یکی‌‌بودن مسیرمان به دنبالش روان می‌شوم و زود به او می‌رسم. پشت در آسانسور در صفی طولانی گیر افتاده. نگاهی به نوشته‌ی روی کارتِ آویزان از جیب روپوشش می‌اندازم: «دکتر حمید بهروزی؛ متخصص داخلی» خوب است،

می‌توانم امیدوار باشم حداقل در بعضی موارد کوچک حسم اشتباه نمی‌کند. خسته از اتفاقات بیست‌و‌چهارساعت گذشته دستی به ته‌ریش چندروزه‌ام می‌کشم و راهم را به سمت راه‌پله‌ی عریض کج می‌کنم. یک‌جاایستادن باعث هجوم یک‌باره‌ی همه‌ی افکار پیچیده‌ام به مغزی می‌شود که پیداکردن یک جای خالی در آن حتی برای یک واژه‌‌‌ی چندحرفی هم کار دشواریست!

سعی می‌کنم تا رسیدن به بخش بستری طبقه چهارم کمی خودم را جمع‌وجور کنم؛ دستم را شانه‌وار در موهایم

می‌کشم و یقه‌ی پیراهنم را صاف می‌کنم. سوزش معده‌ام هشدار می‌دهد؛ اما آخرین چیزی که به آن فکر می‌کنم،

خوردن چیزی برای ساکت‌کردنش است.
نگاهی به تابلوی پیشِ رویم می‌اندازم: «طبقه چهارم»
با ورودم به محوطه کوچک بین اتاق‌ها چشم می‌چرخانم تا استیشن پرستاری را پیدا کنم که نگاهم به خانم جوانی با 

4.3 3 votes
Article Rating

پرسش و پاسخ، نظر

اشتراک در
اطلاع از
guest
38 Comments
جدید ترین
قدیمی ترین دارای بیشترین امتیاز
Inline Feedbacks
View all comments
فاطمه

سلام رمان بسیار تا بسیار زیبا ،آموزنده،پخته،جذاب وعالی بود من تک تک لحظه ها رو حس میکردم وپا بپای غصه هاشون گریه میکردم و برای شادیهاشون خوشحال بودم ،خیلی واقعی و ملموس بود
در کل فوق العاده بود امیدوارم رمان های بیشتری از شما ببینم

AriAdel

این رمان رو چند ماه پیش خوندم و تو زمینه خودش به نظرم حرف واس گفتن داشت و آدمو به چالش میکشوند

Saraaa

عالی بود . مرسی

محمدرضا

جایی ک تونستم پیدا کنم اون چیزی ک میخوام .

AriAdel

رمان بسیار زیبایی بود و قلم تا حد زیادی پخته و قوی بود …از نظر فضاسازی هم به قدی قوی بود که بنده به شخصه تونستم تک تک قسمت هارو تصور کنم…داستان هم خوب بود و آغز و پایان مشخص داشت…به طور کلی آدمو خسته نمیکرد …با تشکر از نویسنده

آشنا

بسیار زیبا به امید رمانهای بهتر وبیشتر

Hamideh

سلام عزیزم خدا قوت چرا بعضی از رمانهارو که دانلود میکنم صفحه سفید میاد اصلا نوشته نداره مثل شوره زار وهمین بامدادو سی دقیقه فایل پی دی اف چند بار امتحان کردم نشد میشه لطفا راهنماییم کنی ممنون در ضمن ازت خیلی ممنونم بخاطر زحمتهایی که میکشی

Helia

چقدر لوس بود
نتونستم تحمل کنم
پر از کلیشه انگار مجموعه تلویزیونیه

محدثه

رمان زیبایی بود

کیانمهر

سلام مرسی از رمانای خوبتون .من دنبال یه رمانم که موضوعش اینه:(…) لطفا اگه کسی میدونه اسمشو بگه ممنون

CAPRICORN

سلام. اینجا خلاصه رو بگید شما رو راهنمایی میکنن: http://forum.negahdl.com/threads/244696/

Nikoo

وای من چندجاش گریه کردم واقعا…
اونجا که فضای قبرو تصویرسازی کرده بود و حضور اون پیرمرد که نوید بهشتی بودن دختر رو میداد.. یا اون بخش دخترک فال فروش…. یا لحظه سردخونه…

خیلی رمان قشنگی بود.. ولی واقعا حجم غم توش زیاد بود.. تقریبا سه چهارم داستان.. و به طرز فوق العاده ای دیوونه کننده بود.. اما ممنونم از نویسنده که حداقل به خوشی تمومش کرد. مرسی

بهاره

داستانش عالی بود ….. فقط یکم جهش های زمانیش خوب نبود …. به طور کل من این جور رمان ها رو میپسندم

سمیه

بسیار عالی بدون پاساژ گردی ولب دریا قدم زدن. خیانتو چندتا دختر که سر یه پسر دعوا دارن دخترا ی دهن گشاد پر حرف که آدم رو یاد فیلمای ایرانی می ندازه بسیار زیرکانه زیبا با کشش داستان خوب واینکه بعدش افسردگی نمی گیره دختر داستان احمق نیست و این خیلی خوبه

Yasamin

رمان قشنگی بود من دوست داشتم خسته نباشی

کوثر

خیلی قشنگ بود.ولی ضعف هایی هم داشت.عاشقی نگار و سیاوش خیلی یه هویی بود و زیاد بهش پرداخته نشده بود.اینک داستان از زبون چن نفر باشه قطعا باعث میشه آدم قاطی کنه ک کی به کیه.و دستگیری شهیاد هم میتونست روند بهتری داشته باشه.ولی در کل از زحمات نویسنده ممنونم.ارتباط خوب بین اعضای خانواده و برادرا خیلی خوب توصیف شده بود.

علی

سلام ببخشید نمیدونم کجا این سوالو بپرسم …من وقتی بچه بودم یه سری کتابا بود مثله رمان اسمه کتابه سفر به دنیای درون بود که چند تا بچه میرفتن یه دنیای دیگه …میخواستم ببینم کسی این کتابو سراغ داره اخه هر چی میگردم و اسمشو میزنم تو اینترنت چیزی نمیاد
اگه سراغ دارید امیمیل بزنید [email protected]

Mary

بسیارزیبا و پر از هیجان بود

Mary

قشنگ بود. جذاب و پر از هیجان سپاس از نویسنده عزیز

نیره

با سلام و خسته نباشید عالی بود و زیبا
ممنون

sogand

عاالی بود

آهنگ

عالییی بود

hadis

نویسنده عزیز با اینکه داستان کتابتون بسیار جدید و جذاب بود اما بسط ندادن روابط بین افراد مخصوصا بین شخصیت اول زن و مرد باعث شده بود داستان تلخ به نظر برسه. درد و دلهای غمگین به صورت افراطی استفاده شده بود، پاس دادن گوینده ی داستان بین سه شخصیت به صورتی گیج کننده و غیر ضروری خیلی تکرار شده بود. اما در کل زیبا بود موفق باشید.

رزمین رولینگ

بامداد و سی دقیقه رو در کانال تلگرامی دیدم و این رمان عجیب به دلم نشست.موفقیت رو برای نویسنده ی مجهول الهویه ش ارزومندم.

ارام

عالی

غزل

به نظر من که عالی بود من عاشقش شدم

zahra

سلام من قبلا ثبتنام کرده بودم اینجا الان یادم رفته رمزمو همش میزنم تا برام بفرسته. میزنه ک ایمیلی برات فرستادیم اما هیچی نمیاد چرا پس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟جان من درستش کنید مدیرای محترم

CAPRICORN

سلام. در مورد مشکل تایید حساب با این ایمیل در ارتباط باشید: [email protected]

vafa

قشنگ بود…قشنگ بود….خیلی قشنگ بود….

nazanin

این رمان چقدر به مقدمش نزدیکه؟ دنبال یه رمان هیجان انگیز اکشنم منظورم اینکه خیلی عشق و عاشقی و سریع بره سراغ رمانتیک بازی که نیست؟

طهور

رمان خوبی بود فقط یک ایراد داشت اونم اینکه گذشته هارو خیلی با جزئیات گفته بود و این خسته کننده بود چون گذشته در اصل فقط خاطر ست نباید ایقد با جزئیات باشه. دوم اینکه اصلا معلوم نشد چجوری اینا عاشق شدن جهش زمانیش خیلی بد موقع بود باید روند این دوست داشتن معلوم میشد 

چکاوک

من هنوز شروع به خواندن نکردم امیدوارم رمان جالبی باشه خیلی ممنون ازسایت نگاه دانلود…..

چکاوک

خیلی ممنون ازنویسنده عزیز……

نیلا

میتونست بهتر باشه

Shima_i

رمان قشنگی‌بود

داروین

چرا ورود به انجمن انجام پزیر نیست هی ارور An unexpected error occurred. Please try again later. میده

فاطمه تاجیکی

انجمن مشکلی نداره از چه مرورگری استفاده می کنید.

آخرین کتابها

  • رمان قلندر بی خواب

    رمان قلندر بی ‌خواب

    یک رمان عاشقانه و تراژدی با چاشنی اتفاقات پلیسی و جنایی، داستان به یک فلش مموری خاص و سرنوشت افرادی که خواسته و ناخواسته درگیر ماجرا شدند می‌پردازد

  • کتاب داش آکل

    کتاب داش آکل

    صادق هدایت در این کتاب نشان می‎دهد که هنوز جوانمردی نمادی از انسانیت فراموش شده روزگار به حساب می آید، ولی شخصیت اصلی داستان سخت به آن پایبند است.

  • ترجمه داستان مامی

    ترجمه داستان مامی

    ترجمه داستان مامی داستانی کوتاه به نویسندگی Anne Nowlin است یک داستان ادبی مربوط به کودکی ده ساله و واقعیت های زندگی اش در شبی پر اتفاق

  • سه قطره خون

    کتاب سه قطره خون

    اثری ماندگار از صادق هدایت روایتگر افراد مختلفی است که گرفتار هنجارها و ناهنجاری‌های جتماعی شده‌اند و از محیط اطراف خود در رنج و عذاب هستند.

  • رمان برای سیمین

    رمان برای سیمین

    رمان برای سیمین روایت یک گذشته پر از اتفاقات و رازهای بزرگ است به دنبال پیدا کردن یک گمشده باید دید چه حوادثی در انتظار است تا رسیدن به مقصود

  • آرزوهای بزرگ

    کتاب آرزوهای بزرگ

    روایتی از سختی‌ها و رنج‌هایی است که هر انسانی ممکن است در طول زندگی خود با آن‌ها مواجه شود. مشکلاتی که حتی ممکن است انسان را از ارزش‌ها و شرافت وجودی او دور کند.

×

منوی سایت

38
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x