. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

تبلیغات بهترین ها

توضیح تصویر

ترجمه داستان مامی

انتشار توسط شیوا
27 فوریه 2021

نام رمان : داستان کوتاه مامی

نویسنده : مترجم: GRAY MOON

ژانر : اجتماعی

سطح رمان : معمولی

ویراستاران : بدون ویراستاری

تعداد صفحات کتاب : 8 پی دی اف

منبع تايپ رمان : انجمن نگاه دانلود

تعداد دانلود : 343

مطالعه/دانلود کتاب
ترجمه داستان مامی
. [ نگاه دانلود ، مرجع دانلود رمان ] .

دانلود کتاب

خلاصه کتاب

ترجمه داستان مامی داستانی کوتاه به نویسندگی Anne Nowlin است یک داستان ادبی مربوط به کودکی ده ساله و واقعیت های زندگی اش در شبی پر اتفاق

ترجمه داستان مامی داستانی کوتاه به نویسندگی Anne Nowlin است یک داستان ادبی مربوط به کودکی ده ساله و واقعیت های زندگی اش در شبی پر اتفاق

ترجمه داستان کوتاه مامی

ترجمه داستان کوتاه مامی

خلاصه:

آوای ده ساله، شب با جیغ مادربزرگش بیدار می‌شود و وحشت زده برای نجات جانش به‌‌سمت پنجره می‌شتابد تا از بانی وحشتی که پشت در انتظارش را می‌کشد بگریزد. هنگامی که دستگیره در آهسته تکان می‌خورد وحشت زیادی درونش می‌نشیند. سپس صدای آشنای خاله‌اش در اتاق می‌پیچد. وقتی می‌فهمد کسی نیست که به آن ها صدمه بزند، حیرت به ذهن خواب‌‌آلودش سایه می‌افکند؛ اما خبری که سلا می‌دهد خیلی بدتر از چیزی‌ست که می‌توانست تصور کند

.

قسمتی از داستان:

دستم رو دراز کردم تا اون تیکه کاغذ رو که تو دستش مچاله کرد رو بگیرم. اون بازوم رو گرفت و مثل یه عروسک پارچه ای تکونم داد. یه صدای ترق از استخونم بلند شد و من جیغ زدم. همین که من رو بالا کشیدحس کردم بازوم از جا در اومد. وقتی مامی من رو برد بخش اورژانس، اون فیلم «بازی تاج و تخت » نگاه میکرد. با تمام وجودم ازش متنفرم.بعدخاله سلا من رو به بیمارستان برد تا اون رو ببینم. وضعیتش وخیمه. چندتا دنده شکسته و یه ریه متلاشی شده داره. کنار تختش وایمیستم. تا بیدار میشه نگاهش میکنم. من رو میبینه. دست کبود و بند انگشت خراشیده شکم کم به سمت دستم میاد. دستش رو پس میزنم تا اصلا دستش بهم نرسه. با چشماش التماسم میکنه.پرستارمیاد تو و یه چیزی توی لوله بالای دستش تزریق میکنه. با اثر دارو میجنگه؛اما بلاخره میخوابه. به چهره ی شیرین و چشمای وحشت زده مامانم وقتی بابا میخواست مشتش رو به سمتش فرود بیاره فکر میکنم. کبودی ساعدش رو وقتی سعی میکردجلوی ضربات رو بگیره یادم میاد. روی بابام خم میشم. الان خیلی بدجنس به نظر نمیاد. بیشتر درمونده به نظر میاد و ناتوانه. بند کشی رو از دور گوشاش در میارم و ماسک رو از صورتش میکشم. از یکی از دستام برای گرفتن دهن و دماغش استفاده میکنم. بعد چند ثانیه چشمای طوفانی و پر از ترسش رو باز میکنه. همونطور که بیهوده مقابل دستام تقلا میکنه،سعی میکنه نفس بکشه

.

0 0 vote
Article Rating

پرسش و پاسخ، نظر

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments

آخرین کتابها

  • داستان کوتاه عشق در حال تایپ...

    داستان کوتاه عشق در حال تایپ…

    داستان در مورد خدای آب‌ها است که طی توطئه‌ای به سرزمین بشری تبعید می‌شود و خانوداه‌اش را از دست می‌دهد برای همین تلاش می‌کند که برگردد و انتقام بگیرد

  • رمان درخشش ماه در سایه‌ی انتقام

    رمان درخشش ماه در سایه‌ی انتقام

    درخشش ماه در سایه‌ی انتقام رمانی است که با موضوع انتقام شروع می‌شود و در این ماجرا مهره بی‌گناهی وجود دارد که از رازهای پشت پرده بی‌خبر است.

  • رمان زندگی‌ام با غروب طلوع کرد

    رمان زندگی‌ام با غروب طلوع کرد

    زندگی‌ام با غروب طلوع کرد یک عاشقانه پر از معما است که به اتفاقات حول یک قتل و تلاش برای اثبات بی‌گناهی شخصیت داستان می‌پردازد حل این پرونده با برملا شدن رازهای زیادی همراه است

  • رمان عضویت سیاه

    رمان عضویت سیاه

    عضویت سیاه یک رمان جنایی است در مورد زندگی‌ای که با معماهای بسیاری گره خورده و گرفتن انتقام روی زندگی افرادی اثر می‌گذارد 

  • کتاب سگ ولگرد

    کتاب سگ ولگرد

    «سگ ولگرد» داستان آزار و اذیت یک سگ اصیل اسکاتلندی است. «پات» یک سگ معمولی نیست، او انسان تنهایی در پوشش حیوان است.

  • رمان سراب خفته

    رمان سراب خفته

    رمان سراب خفته رمانی است با ژانر اجتماعی و عاشقانه درباره درس ها و تجربیاتی که مسیر پر فراز و نشیب زندگی به شخصیت داستان می دهد

×

منوی سایت

0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x